نظم خودانگیخته، از ضرورت معرفت شناختی تا ضرورت اخلاقی؛ هایک و شرایط امکان مطالعۀ علمی نظم مطلوب

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصاد و توسعه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22083/jccs.2024.471701.3912
چکیده

هایک به تأسی از ریکرت، محدودیت‌های ذهن را به‌رسمیت می‌شناخت و از این‌رو کلیت واقعیت را نامتناهی و در ساحت شناخت، دسترسی‌ناپذیر می‌دانست؛ بنابراین، شناخت با انتزاع یا صورت‌بندی مفهوم ممکن می‌شود. به‌عبارتی دیگر، شیوۀ انتزاع یا نحوۀ صورت‌بندی مفهوم، طریقۀ درک ما از جهان را روشن می‌کند. در این معنا، انتزاع یا صورت‌بندی مفهوم ضرورتی معرفت‌شناختی برای ممکن‌شدن شناخت است. با این فهم، سرچشمۀ اعتبار انتزاع یا صورت‌بندی مفهوم (به‌مثابۀ ضرورتی معرفت‌شناختی که معرفت علمی را ممکن می‌کنند)، نه واقعیت بیرونی و بالفعل بلکه نحوۀ درک واقعیت و صورت‌بندی مفهومی از آن است؛ بنابراین، ادعای ضرورت در معرفت علمی از نگاه ریکرت به تقدم عقل عملی و در اندیشۀ هایک به تقدم امر انتزاعی مشروط می‌شود. به تعبیری تدارک ضرورت معرفت‌شناختی مشروط به ضرورتی هنجاری می‌شود. نقطه اشتراک هایک و ریکرت برداشت هنجاری این دو از منشأ اعتبار است. برای ریکرت، ارزش‌های نظریِ عقل عملی منشأ اعتبار است، برای هایک قواعد انتزاعی چنین کارکردی دارد. بر اساس چنین برداشتی، مفهوم هنجاری‌ای مثل نظم مطلوب سیمایی ژانوسی می‌یابد؛ ازیک‌سو غایتی است که باید محقق شود و ازسویی‌دیگر موجودیتی که می‌توان آن را موضوع مطالعه توصیفی قرار داد. این مقاله، ضمن تبیین تقدم منطقی «امر هنجاری» بر توصیف یا مطالعه علمی نظم مطلوب در آرای هایک و اسلاف فکری او، محدوده‌های مطالعۀ علمی مفاهیم اخلاقی‌ای مثل نظم مطلوب را روشن می‌سازد که بعدها پشتوانه‌ای برای بسط مفاهیمی چون توسعه قرار گرفته‌اند.