تحلیل گفتمان آموزش زبان و ادبیات فارسی؛ الگویی در جهت ارتقای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.37372.2485چکیده
تحلیل گفتمان یکی از گرایشهای بین رشتهای استکه در زمینههای زبانشناسی، جامعهشناسی، انسانشناسی، روانشناسی و... بروز یافته است. این گرایش دارای دو دیدگاه عمده است؛ نخست چگونگی شکلگیری معنا و پیام را در ارتباط با عوامل درونزبانی(شامل مباحث صورتشناسی و ساختشناسی زبان) مورد ارزیابی قرار میدهد و در دیدگاه دوم به بررسی عوامل برونزبانی (ارتباط میان زبان و تمام خصوصیات برونزبانی که شامل دانشهای مختلف جامعهشناسی، فرهنگشناسی و... است) میپردازد. گفتمانها، زبان گشادۀ روابط قدرت بهشمار میآیند و از آنجایی که مفاهیم آموزش زبان نیز از مظاهر بارز قدرت فرهنگی محسوب میشوند؛ بنابراین، نگارندگان این مقاله برآن شدند به نقد مفاهیم آموزش زبان دوم بر مبنای دیدگاه دوم در تحلیل گفتمان بپردازند. مهمترین یافتهها نشان میدهند که در رویکردهای معنامبنایانه تکیه بر مشاهیر مشترک برای نمونه بین ایران و ترکمنستان (ابوسعیدابوالخیر، ابوالفضلسرخسی و...) و ایران و ازبکستان (رودکی سمرقندی، امیر علیشیر نوایی، عطار نیشابوری و...) است. رویکردهای جامعهمبنایانه بهشناسایی جوامع هدف از طریق بررسی جغرافیای زبانی برای تبدیل توانش ارتباطی به کنش ارتباطی است. رویکرد فرهنگمبنایانه نیز به شناخت ریشههای مشترک در ادبیات، هنر و زبان که نمونه بارز آن آداب و رسوم جشن نوروز و خوشآمدگویی به بهار و هفت سین بین ایران و همسایگانش همچون آذربایجان، پاکستان، ترکمنستان و... است در ساخت بنمایههای فرهنگی مشترک برای آموزش زبانآموزان اشاره دارد. در روانمبنایان نیز با استفاده از ادبیات عرفانی، پیوند آن با مفاهیم یادگیری مشارکتی همچون بهبود نگرش در شعر حافظ، عزت نفس در شعر صائب و... پرداخته شده است.