نقد رابطۀ سینمای ایران با ادب کلاسیک عرفانی

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

2 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

doi
10.22054/ltr.2019.25852.2022
چکیده

«سینما» هنری نوین است که هنرها و دانش­های پیشین را درهم آمیخته و آن‌ها را با جذبة فراوان پیش روی مخاطبان قرار داده است. اندیشه­های بازتاب یافته در آثار به جا مانده از گذشتة مشرق زمین و به خصوص ادبیات کلاسیک کشورمان نیز برخوردار از پیرنگی معنوی است. بازتاب مضامین عرفانیِ ادبیات کلاسیک در آثار سینمایی می­تواند وسیله­ای برای پیوند فرازمانی اندیشه و هنر ملّی باشد. در این پژوهش ضمن ارائة یک تقسیم­بندی تاریخی- مضمونی به ‌اختصار اندیشه­های عرفانی و معنوی کارگردان­های سینمای کشورمان مرور می‌شود. سپس موانع ساخت فیلم­هایی با مضامین عرفانیِ ادبیات کلاسیک در کشورمان بررسی و پیشنهادهایی برای استحکام ارتباط سینما با ادب کلاسیک ارائه می‌شود. این بررسی نشان می­دهد میان اندیشه­های روحانیِ بازتاب یافته در ادبیات کلاسیک عرفانی سرزمینمان با هنر سینما، پیوندی فرازمانی و تکاملّی برقرار نشده است. عوامل گوناگونی در این مسأله مؤثر بوده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: نگاه مشکوک سیاست به طریقت در ایران، وجود دیدگاه­های متفاوت و متضاد نسبت به اندیشه‌ها و زندگی عارفان، گرایش مفاهیم عرفانی به ذهنیت و گریز آن‌ها از عینیت، ضعف ابزاری سینمای ایران برای ساخت باورپذیر آثار خیال­انگیز و مخالفت طیف­های کلاسیک و روشنفکری منتقدان سینمای ایران با ساخت آثار عرفانی.