بررسی عقلانیت سیاستگذاری عمومی در ایران: مطالعه موردی «قانون هدفمند کردن یارانهها»
نویسندگان
1 استاد علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی
2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/ppolicy.2016.58582چکیده
هدف این پژوهش بررسی عقلانیت سیاستگذاری عمومی در ایران است. چراکه سیاستگذاری در ایران، ضمن موفقیت در برخی عرصهها، برخی دیگر از عرصههای جامعه را با بحران مواجه ساخته است؛ یعنی شهروندان باسیاستهای روبهرو هستند که برخلاف آنچه در مرحله تقنین وعده دادهشده است؛ عملیاتی و کاربست پیداکرده است. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن محذورات سیاستها در مرحله اجرا در پی پاسخ به این سؤال اصلی است؛ چگونه میتوان بر ناکارآمدیهای مرحله اجرای سیاستگذاری فائق آمد؟ بهزعم محققان با در نظر گرفتن تمهیداتی همچون رعایت عقلانیت در مرحله تقنین، میتوان ناکارآمدیهای مرحله عملیاتی سیاستگذاریها را به حداقل ممکن تقلیل داد. با تکیهبر تئوری عقلانیت چهارگانه اسنلن (عقلانیت اقتصادی، سیاسی، حقوقی و حرفهای) بهعنوان سازه نظری، بهطور موردی به مطالعه «قانون هدفمند کردن یارانهها» پرداختهشده است تا با محک ابعاد چهارگانه عقلانیت قانون مذکور، ضرورت توجه به مرحله تقنین و تمهیدات عقلانی خاص آن موردتوجه قرار گیرد. روش جمعآوری دادهها میدانی- مصاحبهای و روش تجزیهوتحلیل اطلاعات کیفی بوده است. یافتههای پژوهش حاکی از عدم توجه سیاستگذاران به تمهیدات اجرایی در حین تقنین است.