تاریخ ذهنیّت توسعه در غرب ( فهمی نو از یونان باستان تا روزگار آستان)
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ppolicy.2016.58586چکیده
نویسنده درک تازه و متفاوتی از تاریخ ذهنیّت توسعه در غرب به دست می دهد.[1]استدلال وی آن است که ذهنیّت توسعه در هر جامعه فراتر از هر عاملی، محصول «بازی های تمایز و تضاد بزرگ» رخداده در تاریخ حیات آن جامعه است. نویسنده بر همین اساس، تاریخ ذهنیّت توسعه در غرب را بیش از همه، فرآوردۀ پنج بازی تمایز و تضادِ «یونانی/غیریونانی»، «مسیحی/غیرمسیحی»، «پیشامدرن/مدرن»، «ارتدوکس/رادیکال» و«مدرن/پست مدرن» می داند. وی ضمن شرح نقش این پنج بازی بزرگ در رسیدن تاریخ ذهنیت توسعه در غرب به محتوا و شکل کنونی خود، در ادامه بر آن است که بازی تمایز و تضادِ هم اکنون جاریِ «مدرن/پست مدرن»، نه باعث مرگ ذهنیّت توسعه که بالعکس منجر به نامیرایی و ناتمامیّت تاریخی آن می شود چراکه به زعم نویسنده، «جریان پساتوسعه گرایی» (به مثابۀ فرآوردۀ بازی تمایز و تضاد «مدرن/پست مدرن»)، نه بدیل «جریان توسعه گرایی» که در اصل خود جزئی از میدان ذهنیّت در حال قبض و بسط تاریخی توسعه در غرب بوده و رشد پساتوسعه گرایی زمینه را برای ظهور «ادبیات منطقی توسعه» در بازاندیشی های آینده، دست کم در سطح تئوری هموار خواهد نمود. [1]- این مقاله، امتداد مقالۀ «بازی تمایز و تضاد: رهیافتی نو برای فهم تاریخ ذهنیت توسعه» (ستاری 1394) است.