محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد (شگردهای تقابلی حافظ با شاه محتسب)
نویسندگان
doi
10.22054/ltr.2019.38512.2526چکیده
حافظ نظریهپرداز و منتقدتیزبینی است که با شگردهای خاص هنری و به زبان طنز در مسائل مهم انسانی و اجتماعی ورود پیدا میکند و با تبیین و تحلیل آنها، مدعیان و متولیان را به چالش میکشاند. یکی از این موارد، «حسبه و محتسب» است. او به عنوان شاعر منتقد و طنزپرداز با انواع کجرویها و بدعتها مبارزه میکند، اما آنچه در این میان وجة خاص به خود گرفته و حافظ را در مبارزه مصممتر میکند؛ محتسب است، چراکه عملکرد بد او میتواند به اصل دین آسیب بزند. از این رو، حافظ با تمام توان هنری و قدرت شاعری طی دو مرحلة ثبوتی و اثباتی و با هفت طریق: 1- نقد خود، 2- بیان گستردگی فسق، 3- تجاهلالعارف، 4- حقیقتنمایی دینی، 5- رفتار متناقض، 6- مستی محتسب و 7- خونریزی محتسب به مقابله با این دشمن خطرناک که مستقیم دین را نشانه گرفته میرود تا با نقد و نظر صحیح، هم حقیقت زیبای دین را روشن سازد و هم چهرة زشت مدعیان را. در این مقاله سعی شده است به روش توصیفی- تحلیلی و برمبنای تعقّلی- منطقی این نقد و نظر تبیین شود.