جلوهگریهای نوستالژیکی نفثهالمصدور در قیاس با تاریخ جهانگشا
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.33758.2330چکیده
«نوستالژی» یکی از مباحث مطرح در نقد آثار ادبی از منظر روانشناسی است و در اصطلاح، عبارت است از احساس دلتنگی و حسرت نسبت به گذشتهها و خاطرات خوشی که اکنون از دست رفته است. این مقوله از دیرباز در آثار ادبی به دلایلی از جمله، تغییر اوضاع سیاسی و اجتماعی انعکاس ویژهای دارد. از جمله نویسندگانی که در کتابش دغدغههای نوستالژیک دیدهمیشود، نسوی، مؤلف نفثۀالمصدور است، چراکه مخاطب تنها با خواندن چند سطری از اثرش به کلام پرسوز و گداز و حسرتهای وی پیمیبرد. تاریخ جهانگشا نیز اثری است که کموبیش این حس در آن راه یافته و گویا نویسندۀ آن، جوینی، ضمن شرح گزارشهای تاریخی خود به بیان حسرتهای خویش و جامعه نیز میپردازد. این پژوهش در نظردارد که با روش توصیفی- تحلیلی، برجستهترین زمینههای پیدایش نوستالژی را در این دو اثر بیاید. به نظر میرسد نوستالژی در آثار ادبی از راه مؤلفههای زبانی به ظهور میرسد. این جُستار نشان داده است که نوستالژی در نفثۀالمصدور نمود بیشتری دارد، چراکه شاخصههای زبانی، نقش مهمی در تقویت رویکرد نوستالژیکی آن دارد و میتوان گفت هدف نویسندۀ آن، صرفاً ثبت وقایع تاریخی نیست، بلکه در واقع آنچه برای او مهم بوده، فرصتی است که برای بروز لجامگسیختة احساسات فراهم آمده است.