راهبرد و معیار مطلوب کنترل رقابتی تملک شرکتها: مطالعهای در حقوق آمریکا، اتحادیه اروپا و ایران
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس
2 استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
3 استادیار، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی (نویسنده مسئول)
doi
10.22099/jls.2019.5204چکیده
تملک دیگر واحدها عمدتاً با اندیشه تفوق بر رقبا صورت میگیرد. با این وجود، گاه جریان آنها آثاری مخرب در پی خواهد داشت. آثاری که ادارهکنندگان بازارها را ناگزیر به اتخاذ سیاستهایی رقابتی و اعمال راهبردی تخصصی خواهد کرد. در تمامی نظامها آنچه مبنای جهتدهی مراجع رقابت در رابطه با تملکها محسوب میشود و کیفیت عملکرد آنان را در این خصوص تعیین میکند، راهبرد (سیاست) مورد پذیرش آنها در مواجهه با مصادیق مخرب تملکها است. هر آنچه این سیاستها کارایی بیشتری داشته باشند و از مبنایی دقیقتر برخوردار باشند، نظارت بر تملکها نتایج مطلوبتری خواهند داشت. حال، پرسش اصلی آن است که کنترل رقابتی تملکها با تأکید بر چه راهبردی باید صورت گیرد تا در پی آن، نتایج مطلوبتری حاصل شود؟ آنچه هدف اصلی این پژوهش را تشکیل میدهد، ارائه مناسبترین راهبرد و ترسیم مطلوبترین معیار جهت کنترل رقابتی تملکها است. مقاله حاضر میکوشد با استفاده از منابع کتابخانهای و روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، با تعمق در رهیافتهای متفاوت مطروحه در حقوق رقابت آمریکا و اتحادیه اروپا، ضمن تطبیق آنها با رویکردهای حقوق ایران، راهبردی مطلوب را برای مواجهه با تملکها ارائه دهد و شاخصی کارآمد را برای کنترل آنها ترسیم کند. مطلوبترین راهبرد و کارآمدترین سیاست را باید رویکردی دانست که ضمن توجه به تفاوتهای ساختاری تملکها با ادغامها، امکان نظارتی دقیق را بر تمامی جنبههای وجودی آن مهیا سازد. از این رو به منظور کنترل تملکها راهبردی را میتوان مطلوب دانست که از جامعیت لازم برخوردار باشد. به طوری که تمامی زمینههای وجودی آنان را در برگیرد و تنها بر بعدی خاص از زوایای مخل رقابت آنها نظیر تقویت موقعیت مسلط، متمرکز نشود.