ساختار رمانس های منثور فارسی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.32331.2282چکیده
در میان متون ادب فارسی، هفت رمانس منثور وجود دارد که مربوط به دورههای مختلف تاریخی است. اختلاف زمانی در روایت هر رمانس، حجم زیاد و نیز گستردگی جغرافیایی این متون، روساخت آنها را متنوع ساخته است؛ این تنوع و تفاوت در شیوة روایت رمانسها، ارتباط تنگاتنگی با تحوّلات فکری و فرهنگی در جامعة ایران داشته، با این حال، الگویی ثابت در ساختار اسطورهای رمانسها حفظ شده است. در این مقاله براساس الگوی ساختارگرایی لوی استروس، کمینههای روایی رمانسهای منثور فارسی را استخراج و ساختار آنها را بررسی کردهایم. یافتههای پژوهش نشان میدهدکه ساختار اصلی این متون مبتنی بر آیین پاگشایی یا آشناسازی قهرمانی است. قهرمان با انگیزهای که عموماً جستوجوی معشوق است، از خانه دور میشود و سفری طولانی با تحمل انواع سختیها در پیش میگیرد؛ آزمونهایی دشوار از سر میگذراند و درنهایت با پیروزی بر دشمنان و به دست آوردن خواسته به خانه برمیگردد. با بررسی تطبیقی داستانها میتوان ژرفساخت مشترک آنها را که میل به جاودانگی و کمال است، بازیابی کرد.