سبک‌شناسی داستان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم با رویکرد سبک‌شناسی انتقادی

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، سمنان، ایران

2 دانشجوی دکتری رشته ادبیات، دانشگاه استرالیای جنوبی، آدلاید، استرالیا

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، سمنان، ایران

doi
10.22054/ltr.2018.20948.1831
چکیده

در این مقاله، رمان چراغ­ها را من خاموش می­کنم با رویکرد سبک­شناسی انتقادی بررسی­می­شود. پرسش اصلی پژوهش این است که ایدئولوژی پنهان اثر چیست و کدام لایه­های سبکی به کشف آن کمک­می­کنند. فرض نگارنده، بر این است که ایدئولوژی حاکم بر اثر به دنبال نشان دادن، نارضایتی زنان، نظام مردسالار مسلط بر فضای اثر، خشونت اجتماعی علیه زنان و نیز راهکارهایی جهت بهبود موقعیت ایشان است. این پژوهش به روش لایه­ای انجام­ شده ­است. در این لایه­ها، خردلایه­های ﻛﺎﻧﻮنﺳﺎز و ﻛﺎﻧﻮنﺷﻮﻧﺪه، تداوم کانون‌سازی، بسامد و دیرش، گستره مکانى، ترتیب، تقابل، قطبیت گزاره، وجهیت، رمزگان بدنی، سمبل­ها و نمادها، آرایه­های ادبی و واژگان نشان­دار حضور دارند. نگارنده، ابتدا به بررسی بافت بیرونی متن و سپس به تحلیل در سطح لایه­های روایی می­پردازد. بررسی خرد لایه­های موجود، منجر به کشف ایدئولوژی پنهان متن می­شود. هدف از این پژوهش، به­کارگیری سبک­شناسی انتقادی به عنوان شیوه­ای نو در مطالعات سبک­شناسی فارسی است و نشان از این دارد که با بررسی لایه­های مختلف متنی، می­توان به درک کاملی از روابط قدرت و ایدئولوژی حاکم بر اثر دست یافت. نتیجه حاصل از بررسی متن، براساس موارد مطرح­شده -فرض نگارنده- مبنی بر وجود فضای مردسالار حاکم بر اثر و خشونت علیه زنان در اشکال مختلف، اعم از سوق­ دادن زن به سوی انفعال و سکوت را تایید­ می­کند و داشتن شغل و مشارکت در فعالیت­های اجتماعی را اولین قدم برای مقابله با فضای موجود، توصیف­ می­کند.