بررسی و تحلیل زمان روایی در رمان «مدار صفر درجه» براساس نظریة ژنت

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2018.4730.1159
چکیده

یکی از مؤلفه­های بنیادی روایت، زمان است که خط سیر روایت براساس آن به پیش می­رود. ژنت از جمله نظریه‌پردازانی است که با تأکید بر اهمیت زمان -در چارچوب عناصر زمانی- روایت را بررسی می­کند. از آنجا که با توجه به تجسم زمان در روایت (برحسب مفاهیم نظم، تداوم و بسامد) می­توان به چگونگی ساختار زمان و اهمیت آن در روایت­های داستانی پی برد، برآن شدیم تا با بررسی رمان مدار صفر درجه اثر احمد محمود به این هدف دست یابیم .شیوة این پژوهش تحلیلی– استنباطی است و اساس تحقیق برمبنای مؤلفه­های الگوی روایت‌شناسی ژنت بنا نهاده شده است. این جستار، ضمن تحلیلی توصیفی از زمان در «مدار صفر درجه» که از کانون دید دانای کل محدود روایت می­شود به این نتیجه می­رسد که در فصول یکم تا چهارم رمان، نمونه­هایی از زمان­پریشی از نوع بازگشت زمانی و پیشواز زمانی مشاهده می­شود که هر یک در نوع خود کارکردهای متفاوت دارد. تداوم داستان در این رمان به طور تقریبی هفت سال است و با توجه به شتاب معیار، داستان در پاره‌ای موارد ضرباهنگی تند و گاه کند را نشان می­دهد. گفت‌وگوها حجم وسیعی از متن را به خود اختصاص داده­اند و نویسنده با حذف بسیاری از زمان‌های تقویمی و حوادث با ذکر صحنه­های نمایشی، وقایع مهم را به تصویر می­کشد. کارکرد انواع بسامد نیز در این رمان جریان دارد.