مسجد و معنا: بررسی جایگاه «نظم مکانی مقدس» در مدینه فاضله، از خاستگاه نظریه فرهنگی صدرایی
نویسندگان
1 استادیار گروه فرهنگ و هنر دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام. m.labkhandagh@isu.ac.ir
doi
10.22083/jccs.2024.474148.3922چکیده
نظریة فرهنگی صدرایی بر مبنای اصول حکمت متعالیه بهویژه قاعدة اتحاد عالم و معلوم، هستی فرهنگ را بر مدار اتحاد انسانها با نظامهای معنایی مشترک توضیح میدهد. با استنطاق از اصول این دستگاه فلسفی از جمله «جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقاء بودن نفس»، «تعاکس ظاهر و باطن هستی» و «ترابط ادراکات حسی و معانی عقلی»، روشن میشود که فرهنگها با نظمهای مکانی در ترابطند، بدین معنا که هر «نظام معنایی» در صورت تبدیل شدن به فرهنگ، نظم مکانی مختص خویش را به ارمغان میآورد و در عین حال نظم مکانی و محیط کالبدی جامعه، متقابلاً بر نظام معنایی-فرهنگ- مؤثر است. از همینروست که دین برای استقرار نظام معنایی توحیدی در جامعه، نظم مکانی ویژهای تدارک دیده است. این نظم مکانی بر مدار مسجد سامان مییابد و کارکردها و موقعیت مکانی مسجد بهگونهای است که انتشار معنا در جهان اجتماعی مسلمین، از مسیر مسجد بهمثابه «اصلیترین کانون ارتباطی جامعه» رقم میخورد. کالبد و بعد معماری مسجد نیز که ظرفیت معنابخشی فراوان دارد، بایدها و نبایدهای مهمی در اندیشة دینی دارد، همچنانکه در سنت نبوی و سیرة مسلمین، موقعیت مسجد در نسبت با سایر عناصر کالبدی شهر بهگونهای تعیین شده که این مکان مقدس به سایر اندامهای شهری معنابخشی کند. معنابخشی مذکور با دو سازوکار حاصل میشود. اول، مرکزیت و محوریت مسجد در میان اندامهای شهری و دوم، پژواک برخی مختصات معماری مساجد در سایر ابنیة شهری. این نتایج با تحلیل ضوابط و قواعد معماری و شهرسازی در سنت اسلامی و با تکیه بر دو روش قیاسی ـ برهانی و توصیفی ـ تحلیلی به دست میآید.