ارزیابی سیاست؛ نابسامانی مفهومی؟
نویسندگان
1 دکترای سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ppolicy.2015.57677چکیده
در این مقاله نشان خواهیم داد در ورای آشفتگی مفهومی مطالعات ارزیابی، جریان پیوسته و مرتبطی از دانش وجود دارد. این دانش، چندرشتهای بوده و همسو با تکامل مباحث معرفتشناسی و روششناسی در علوم اجتماعی رشد کرده و فراز و نشیبهای آن را پیموده است. تحولات معرفتشناسانه خود را در تعریف ارزیابی منعکس کرده و به ظهور مدلهای تازه منجر شدهاند. بدینسان ارزیابی قبل از آنکه بر مفهوم تخصصی مشخصی دلالت کند یک روش بوده و به مرور زمان برای انجام هر چه بهتر و پاسخ به نیازهای ذینفعان توسط پژوهشگرانی از رشتههای مختلف تکامل یافته است. اهمیت ثانویه بُعد مفهومی آن، موجب شده ادبیات ارزیابی بیش از هر چیز با قرائتهای متنوع از مفاهیم پایه مواجه باشد لذا انواع مفاهیمی که در ارزیابی مطرح میشوند در چارچوب مفهومی پژوهشگر معنا مییابند و قراردادی هستند.