تحلیل مفهومی روابط جامعه سیاسی، سیاست و سیاستگذاری عمومی در عصر پهلوی دوم (1357-1342)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان
doi
10.22059/ppolicy.2015.57679چکیده
مفاهیم سیاسی از طریق ارتباطات معنایی بینابینی به یکدیگر پیوند خورده و در کلیت خود به نظامهای گفتمانی موجودیت و سامان میبخشند. سه مؤلفهی "جامعهی سیاسی"، "سیاست" و "سیاستگذاری عمومی"، همبستگیهای نظاممندی با یکدیگر دارند. پولیتی با بُعدی «نهادی» دربردارندهی بنیادهای سیاست و شکل حکومت بوده و بسترسازی اقدام کنشگران عرصهی قدرت را امکانپذیر میسازد. مؤلفهی سیاست، در قالبی «رویهای» و تلفیقی از روشهای سازش و منازعه، هستهی مرکزی فعالیتهای نظام سیاسی است. ماهیت «مسالهمحور» و جوهرهی هنجارآفرین سیاستگذاری عمومی، مقاصد سیاسی را صورتبندی و در دستور کار دولت قرار میدهد. نوشتار حاضر با به کارگیری روش تاریخی _ مقایسهای، پیوندهای مفهومی این سه مؤلفه را در عصر پهلوی دوم مورد واکاوی قرار میدهد.