تحلیل شناختی استعاره‌های دل در مرصادالعباد

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران

doi
10.22054/ltr.2019.33916.2337
چکیده

در این مقاله به بررسی استعاره­های مفهومی با محوریت بن­مایة دل در «مرصادالعباد» پرداخته می­شود تا طرز تلقّی نجم رازی  به عنوان نویسندة یکی از امهات آثار منثور فارسی در تاریخ نثر عرفانی از نظر مفهوم کلیدی دل روشن شود. برای این منظور، پس از استخراج استعاره­های زبانی، گزارشی از استعاره­های دل ارائه، سپس تشخیص استعاره­های مفهومی انجام شده و پس از پردازش و تحلیل آن‌ها درنهایت این نتیجه حاصل شده که استعاره­پردازی­های­ رازی برخاسته از سه استعارة اصلی است که عبارتند از: «دل ماده است»، «دل مکان است» و «دل انسان است». مراحل شناخت و دریافت اندیشة شیخ، حول محور مفهومی‌سازی دل به مثابة مکان می­گردد. فراوانی قلمرو مبدأ مکان از آن جهت است که همة احوال بر دل سالک وارد می­شود. انتخاب بیشتر قلمروهایی که با دربار و پادشاه در ارتباطند، بیانگر دیدگاه درباری و وابستگی او به دربارها است. همچنین انتخاب بیشتر استعاره­ها برای تجسمی کردن مفهوم دل براساس دیدگاه و بینش قرآنی و مذهبی وی است. عرفان شهودی و تصوف خاص وی؛ یعنی جمع بین عشق و عبادت نیز در استعاره­سازی­های او اثرگذار بوده است.