نقد جامعه‌شناختی رمان «زمستان 62» اثر اسماعیل فصیح با رویکرد ساخت‌گرایی تکوینی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2019.23398.1932
چکیده

این مقاله به بررسی رمان «زمستان ۶۲» اثر اسماعیل فصیح با استفاده از رویکرد ساخت‌گرایی تکوینی لوسین گلدمن می­پردازد. با توجه به فرضیۀ بنیادی ساخت‌گرایی تکوینی، خصلت جمعی آفرینش­های ادبی حاصل آن است که ساختارهای این آثار با ساختارهای ذهنی برخی گروه‌های اجتماعی همخوان‌اند؛ بر این اساس، این پژوهش به این پرسش اصلی پاسخ می­گوید که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعۀ ایران در دهۀ 60 در شکل‌گیری ساختارهای ذهنی نویسنده و پیدایش این رمان چه تأثیری گذاشته و چه پیوند و رابطه‌ای میان ساختارهای جامعه با ساختار رمان وجود دارد. یافته­ها نشان می­دهد که این رمان یک اثر کاملاً اجتماعی و محصول ذهنیت و تفکر ایدئولوژیک نویسنده‌ای از طبقۀ متوسط شهری و تحصیل‌کردۀ آمریکا است که بنابر جهان‌بینی و خاستگاه اجتماعی خود بر کارکردهای منفی جنگ تأکید دارد. او با قرار دادن راوی در صحنه‌های جنگ، دیدگاه‌های طبقۀ خود را دربارۀ مسائل اجتماعی و سیاسی آن دوره از تاریخ ایران منعکس کرده است. رمان زمستان ۶۲ براساس تضادها شکل گرفته است. فصیح با در نظر گرفتن یکی از مهم‌ترین مضمون‌های اجتماعی؛ یعنی جنگ، ساختاربندی حاکم بر جامعۀ یک دوره در ایران را به نمایش گذاشته است.