قبض و بسط حقّانیّت و نجات در کلام عرفانی مولانا
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی مجتمع آموزش عالی سراوان، سراوان، ایران
2 دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22054/ltr.2017.17486.1691چکیده
در باب حقّانیّت و نجات بخشی پیروان ادیان، پیوسته سه رویکرد کلی کانون توجه بوده است: انحصارگرایی، کثرتگرایی و شمولگرایی. کثرتگرایی دینی به عنوان یک دیدگاه در قرن بیستم متولد شد، اما ریشههای آن را میتوان در برخی سخنان پیشینیان از جمله عرفای مسلمان پیدا کرد. یکی از این افراد، جلالالدین محمدمولوی است که مواضع مبهمی به او نسبت داده میشود. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی با محوریّت سخنان مولانا و بهرهگیری از دیدگاههای مولویپژوهان به داوری پرداخته و به این نتیجه رسیده است که با وجود قرائن متعدد بر انحصارگرایی، شمولگرایی و کثرتگرایی در کلام ایشان، حکم کلی و مطلق به انحصارگرا یا کثرتگرا بودن وی در نجاتبخشی پیروان ادیان ناموجّه است. وی حقیقت را یکی میداند چون از زوایای گوناگون نگریسته شود، متفاوت مینماید. محجوب بودن چهره واقعی حقیقت، محدودیتهای قوای ادراکی از جمله علل بروز اختلاف دیدگاهها است. مولانا دیانات الهی را نوری واحد میداند که از چراغهای مختلف پرتوافشانی میکنند و فرق واقعی ندارند و همه نجاتبخش هستند، اما در مقام حقّانیّت، اسلام را واجد حقّانیّت برتر و در مواردی حقمطلق میبیند.