تحلیل حکایت ذکر بر دار کردن حسنک با رویکرد تاریخگرایی نو
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.21484.1848چکیده
تاریخگرایی نورویکردی است در مطالعات ادبی و فرهنگی که به بازنگری رابطۀ تاریخ و ادبیات میپردازد و بر موقعیت تاریخی متن به عنوان بستر تعامل گفتمانهای مختلف و مناسبات قدرت تأکید دارد. در این مقاله، حکایت «ذکر بر دار کردن حسنک وزیر» که از جمله روایتهای مهم تاریخ بیهقی است با رویکرد تاریخگرایی نو مورد ارزیابی قرار میگیرد تا نقش گفتمان و ایدئولوژیهای مؤثر در این متن که به منظور پنهان کردن عاملیت حاکم در این ماجرا بهکار میگیرد، بهتر نمایان شود. تحلیل این حکایت در دو بخش صورت گرفته است؛ بخش اول مربوط به مسعود غزنوی است که سکّاندار ماجرا بوده و در تلاش است تا کینۀ خود از حسنک را به صورت غیرمستقیم و به مدد حکمِ قدیمیِ خلیفه تلافی کند. بخش دوم نیز مربوط به بیهقی است که راوی حکایت بوده و به تأثر از گفتمان قدرت آن دوره، سخن را مطابق با میل سلطان جهت میدهد. او در بازگویی حوادث با قهرمانسازی و حذف مسعود در فرآیند گسست روایت، ضمن کمرنگ ساختن نقش او بر عاملیّت بوسهل افزوده و اَعمال مسعود را توجیه میکند.