مفهومپردازی ناهمگونی شناختی حسابرسان و تحلیل نقش آن در تردید حرفهای حسابرس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه حسابداری ، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.
2 دانشیار گروه حسابداری ، واحد کاشان،دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان ،ایران.
3 استادیار گروه حسابداری ، واحد کاشان،دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان ،ایران
4 گروه حسابداری، واحد بندرگز ،دانشگاه آزاد اسلامی ، بندرگز، ایران.
5 استادیار گروه حسابداری ، واحد کاشان،دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان ،ایران
doi
10.22099/jaa.2025.53469.2515چکیده
در جهانی که ابهام و پیچیدگی، ذات ناگزیر تصمیمگیریهای حرفهای است، شناخت ریشههای ناهمگونی شناختی در قضاوتهای حسابرسان، پنجرهای به سوی درک واقعیتهای مالی میگشاید. این پژوهش، با نگاهی عمیق، به کاوش در لایههای پنهان شناخت و تأثیر آن بر حرفه حسابرسی میپردازد. هدف مطالعه حاضر ارائه الگویی برای ناهمگونی شناختی حسابرسان و بررسی نقش آن در تردید حرفهای حسابرس می باشد. در این پژوهش با توجه به پشتوانهی استدلالیِ روششناسی، بر اساس نوع جمعآوری دادهها، از تحلیلهای بخش کیفی و کمی استفاده شده است. که برای تعیین مؤلفههای ناهمگونی شناختی حسابرسان از روش تحلیل مضمون و مصاحبه با خبرگان و از طریق پرسشنامه محققساخته، نسبت به جمعآوری دادهها اقدام وهمچنین برای سنجش تردیدحرفهای حسابرس از پرسشنامه استاندارد استفاده گردید. علاوهبراین، جهت آزمون فرضیه پژوهش نیز از مدلسازی معادلات ساختاری به روش حداقلمربعاتجزئی(PLS-SEM) بهره گرفته شده است. یافتههای تحقیق حاضر در قالب سلسله مراتب شماتیک، سه مضمون فراگیر (تعارض در ارزشهای شناختی، ناهمگونی در مکانیزمهای ساختاری و مکانیزمهای فردی بازدارنده)، هفت مضمون سازماندهنده و سی و یک مضمون پایه را آشکار ساخت که در تعامل پویا با یکدیگر، الگوی جامعی از ناهمگونی شناختی در حرفه حسابرسی را شکل میدهند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد ناهمگونی شناختی حسابرسان بر تردید حرفهای آنان تأثیر منفی و معناداری دارد. یافتههای این مطالعه میتوانند به بهبود فرآیندهای حسابرسی، کاهش خطاهای قضاوتی و ارتقای کیفیت گزارشهای مالی کمک کنند. از اینرو، این پژوهش هم برای پژوهشگران و هم برای حسابرسان و تدوینکنندگان استانداردها، بهعنوان مرجعی الهامبخش و کاربردی عمل خواهد کرد.