دیگریشدگی هویت در رمان نوجوان (مطالعۀ موردی: رمان چشم اسب اثر جمیله گوین)
نویسندگان
doi
10.22054/ltr.2018.28644.2145چکیده
«هویت» پدیدهای است که در جریان مراودات اجتماعی و با ایجاد مرز میان خودی و بیگانه ساخته میشود. اهمیت این مفهوم در دوران نوجوانی ضرورت بازاندیشی آن را در عرصة ادبیات بیشتر میکند. رمان «چشم اسب» اثر جمیله گوین از جمله رمانهایی است که هویتسازی و هویتپذیری مهاجران را ترسیم میکند و با وامگیری از مفاهیم و ارزشهای غربی و ترکیب آن با شاخصهای هویتی شرق، فرهنگ بومی شرقی (هندی) را به چالش میکشد. در این مقاله به این پرسش پاسخ داده میشود که چگونه عناصر هویتساز غرب، هویت فرد مهاجر را به چالش میکشد و تغییر میدهد و مؤلفههایی چون دیگری بودن، دو زبانه بودن و... به چه میزان در هویتدهی آنان نقش دارد؛ بر همین اساس، روابط شخصیتهای رمان چشم اسب به عنوان نماد و نمایندۀ شرق و غرب و نیز تعلیق و تثبیت هویت آنان در فضای سلطهگرایانۀ غربی مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد نویسنده در فرآیند شکلگیری هویت شخصیتهای نوجوان داستان با ایجاد فضایی میانی، نگرش مرکززدایانه و مرکزگرایانۀ شرق و غرب نسبت به یکدیگر را تلفیق کرده و با خلق سوژههای پیوندی، تمایز و برتری غرب را به عنوان اصلی ثابت توجیه کرده و تابعیت و کمرنگ شدن هویتهای بومی را راه ورود بهسوی دنیای متمدن و جهانی شدن معرفی کرده است.