تأثیر تحرک طبقاتی بر بزه کاری در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی پردیس بینالمللی ارس دانشگاه تهران، ایران
2 استاد گروه حقوق دانشگاه تهران، ایران
3 دانشیار گروه حقوق دانشگاه تهران، ایران
4 دانشیار گروه حقوق دانشگاه آزا اسلامی، واحد قم، ایران
doi
10.22034/law.2025.61227.3399چکیده
فاصلۀ طبقاتی یکی از مهمترین مسائل اجتماعی و جرمشناختی است. تحرک طبقاتی ازجمله مهمترین مؤلفههای مؤثر بر بزهکاری است. تحرک طبقاتی، روند تغییر در یک طبقه و حرکت از یک وضعیت طبقاتی به وضعیت دیگر در مسیری نزولی یا صعودی بهشمار میرود. در این جستار، به یافتن راهکارهایی که بتواند به چرایی و چگونگی تأثیر تحرک طبقاتی بر بزهکاری در جامعۀ ایران پاسخ درخوری بدهد، همت شده است. از این رو، پرسش اساسی این مقاله این بوده که فرایند تأثیر تحرک طبقاتی بر بزهکاری در جامعۀ ایران چگونه است؟ در پاسخ، فرضیه اساسی بر این محور قرار داشته که وجود انگیزۀ قوی برای حرکت طولی در طبقات اجتماعی به سمت بالا و فقدان امکانات و ابزارهای قانونی لازم از جهت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... در راستای این تحرک، موجب فراهم شدن زمینههای ارتکاب جرم میشود. یافتههای پژوهش بر این محور قرار دارد که مؤلفههای بسترساز جرم در ایران ازجمله اوضاع نابسامان اجتماعی- اقتصادی و نظام اداری، بههمریختگی طبقات اجتماعی ناشی از افزایش بیرویۀ تورم، کاهش ارزش پول ملی و گسترش حاشیهنشینی، برآیند تحرکات طبقاتی در ایران بوده و بر بزهکاریِ ناشی از بههمریختگی طبقات اجتماعی تأثیر بسزایی داشته و رخداد جرایم اقتصادی، مالی و فساد اداری همچون سرقت، کلاهبرداری، اختلاس و جرایم مربوط به حوزۀ ارز را نیز بهدنبال داشته است؛ زیرا تحرک طبقاتی پیش از آنکه سایر حوزههای اجتماعی را آماج قرار دهد، مستقیماً بسترهای اقتصادی- مالی را نشانه میگیرد؛ هرچند که به تبع آن و غیرمستقیم ممکن است بر سیر تصاعدی نرخ جرایم ضد امنیت و آسایش یا جرایم علیه تمامیت جسمانی شهروندان اثر بگذارد. همچنین نظریۀ فشار مرتن به میزان زیادی رویداد جرایم در جامعه ایران را توجیه مینماید و از بین تمام مؤلفهها، ناهمـاهنگی میان ابزارها و هدفهای قانونیِ جامعه، عمدهترین مؤلفه در جهتگیری به سمت جرم قلمداد میشوند.