تحلیل نظامهای گفتمانیِ داستان «پیرِ چنگی»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.40166.2608چکیده
کنش در متون عرفانی تحت تأثیر عواملی رخ میدهد که فضای مناسبی برای بیان عرفانی فراهم میآورد. این عوامل میتوانند درنتیجه فرآیندهای القایی، تجویزی، رخدادی و یا زاده و زاینده نظامهای تنشی و شوشی باشند. سرچشمه این عوامل به تقابلهای دوگانه بازمیگردد که نظام تفکر انسان بر آن استوار شده است و بحث پیرامون آن از زمان ارسطو آغاز و در مطالعات ساختارگرایانه و نشانهشناسانۀ کسانی چون سوسور، فروید، پیرس، موریس، گرماس و... در قرن بیستم ادامه پیدا کرده است. بر پایه همین تقابلها در رویکردی از علوم نشانه- معناشناسی میتوان به سازوکارهای تولید معنا در نظام گفتمانی با ابعاد مختلف حسی- ادراکی، شناختی و زیباییشناختی اثر پرداخت. در این مقاله با بررسی «نظامهای گفتمانیِ» داستان «پیرِ چنگی» بهمثابۀ نمونهای از داستانهای منظوم مثنویمعنوی مولانا، جایگاه نظام کنشی، شوشی، تنشی و بُوشی در آن مشخص و گذر شخصیت اصلی «پیرِ چنگی» از حالت نابسامان اولیه به حالت بسامان پایان داستان بیان شده است. نتیجه تحلیل، بیانگر نقش پررنگِ نظام شوشی در جهشِ اصلی داستان است؛ چنانکه در پی یک «لحظه- بارقه»، پیرِ چنگی شخصیتی به باور رسیده مییابد. جذابیت این داستان برای خوانش مکرر، همانگونه که خود مولانا در آخر داستان اشاره میکند، وامدار حضور سوژه بُوشی است.