تحلیل امر والا در غزلیات شمس و مثنوی مولانا با الهام از نظریۀ کانت در باب امر والا
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.30070.2206چکیده
در تلقی کانتی، امر والا در شیء بیصورت یافت میشود که در بیکرانگی قابل تصور است. وقتی انسان در برابر عظمت و شکوهمندی یک کوه رفیع و با صلابت یا بزرگی و پهناوری یک دریا قرار میگیرد، حکم به والایی میکند و احساسی تحسینآمیز توأم با ناتوانی و هراس (خوف و رجا) به او دست میدهد. از نظر کانت، برای چنین حکم و احساسی، انسان به قابلیت ذهن و پرورش یافتن آن نیاز دارد. در مثنوی و غزلیات شمس، عناصر بیکران و پر عظمت هستی، مانند آفتاب، دریا، کوه و... بسامد زیادی دارند و مولانا با این امور با نوعی احساس احترام و تحسین و در عین حال عجز و هراس مواجه میشود. همچنین او نقش مخاطب آشنا را در فهم امور والا بسیار تاثیرگذار میداند. این مقاله به تحلیل امر والا در غزلیات شمس و مثنوی در پرتو آرای کانت میپردازد.