رهیافتی بنیادین بر حسابداری سرمایه طبیعی: رویکردی ساختاریافته مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد

نویسندگان

1 استاد یار گروه حسابداری،واحد قم،دانشگاه آزاد اسلامی،قم ،ایران

2 دانشیار گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

4 استاد یار گروه حسابداری،واحد قم،دانشگاه آزاد اسلامی،قم ،ایران

doi
10.22099/jaa.2026.54374.2546
چکیده

در جهانی که تعادل میان انسان و طبیعت هر روز بیش‌ازپیش به خطر می‌افتد، حسابداری سرمایه طبیعی به عنوان زبان مشترکی برای درک و ارزش‌گذاری خدمات بی‌بدیل طبیعت ظهور کرده است. این پژوهش، با عبور از مرزهای سنتی حسابداری، به دنبال کشف راه‌هایی است که در آن اعداد و ارقام می‌توانند نه­تنها ارزش اقتصادی، بلکه ارزش اکولوژیک، اجتماعی و فرهنگی طبیعت را بازتاب دهند. در این راستا، پژوهش حاضر به ارائه مدلی بنیادی برای حسابداری سرمایه طبیعی با رویکرد ساختاری تفسیری می‌پردازد. این مطالعه از نظر روش‌شناسی، اکتشافی و به لحاظ تحلیلی، ترکیبی قلمداد می‌شود. به دلیل فقدان چارچوب منسجم در خصوص حسابداری سرمایه طبیعی، از رویکرد نظریه داده‌بنیاد با کمک مصاحبه‌های عمیق با خبرگان استفاده شد. سپس با بهره‌گیری از تحلیل دلفی، پایایی ابعاد شناسایی‌شده مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، در بخش کمی، تأثیرگذارترین مؤلفه‌های  حسابداری سرمایه طبیعی  با استفاده از تحلیل ساختاری تفسیری تعیین شدند. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۴ نفر از خبرگان دانشگاهی، اساتید صاحب‌نظر حسابداری و اعضای کمیته تدوین استانداردهای حسابداری بود که بر اساس روش نمونه‌گیری هدفمند با رویکرد گلوله‌برفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان‌دهنده‌ 3 مقوله (عوامل نهادی حسابداری طبیعت‌گرایانه، چارچوب‌های حسابداری و مشارکت و ادراک از چارچوب‌ها و پایداری)، 9 مؤلفه‌های محوری (الزامات قانونی و استانداردها، فشارهای اقتصادی و بازار، فشارهای اجتماعی و فرهنگی، ابزارهای اندازه‌گیری و ارزش‌گذاری، چارچوب‌های گزارش‌دهی و حسابداری، مشارکت ذی­نفعان و جوامع محلی، بهبود شفافیت و پاسخگویی، ارتقای پایداری و مسئولیت‌پذیری و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی و اجتماعی) و 88 مضمون مفهومی بود. یافته‌های به دست آمده در بخش کمی نشان داد، مؤلفه‌ی الزامات قانونی و استانداردها از قدرت نفوذ بالاتری در مقایسه با سایر مؤلفه‌های مدل برخوردار است. این پژوهش با غنابخشی به دانش نظری و عملی حسابداری سرمایه طبیعی، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از طریق ترکیب ابعاد کمی و کیفی، ارزش واقعی طبیعت را درک و اندازه‌گیری کرد. این مدل، نه­تنها به عنوان ابزاری قدرتمند برای سیاست‌گذاران و مدیران عمل می‌کند، بلکه زمینه را برای طراحی سیاست‌های پایدار و مسئولانه فراهم می‌سازد. در نهایت این پژوهش نشان می‌دهد که حسابداری سرمایه طبیعی نه­تنها یک ضرورت علمی، بلکه یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی است تا شاید بتوانیم با درک درست‌تر از ارزش طبیعت، راهی برای نجات آن بیابیم.