از مسئولیت حقوقی دولتها تا مسئولیت اخلاقی آنها در زمینه مقابله با تغییرات آب و هوایی
نویسندگان
1 استادیار حقوق بین الملل، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز
doi
10.22099/jls.2018.27734.2702چکیده
امروزه برای حل مشکل انتشار گازهای گلخانهای، رژیم حقوقی تغییرات آبوهوایی، شامل کنوانسیون ساختاری، پروتکل کیوتو و توافق پاریس با تعهداتی در راستای کاهش تدریجی انتشار این گازها شکل گرفته است. به دلیل فقدان قواعد خاص در زمینه مسئولیت بینالمللی در این رژیم، حقوق عام مسئولیت بینالمللی بر هرگونه نقض تعهدات معاهدهای و جبران خسارت مربوطه قابلیت اعمال دارد. مسئله این است که آیا این حقوق عام از کارآمدی لازم در حوزه تغییرات آب و هوایی برخوردار است؟ این نوشتار نشان میدهد حقوق عام مسئولیت دولتی در زمینه قابلیت انتساب، به دلیل عدم وجود قطعیت در سببیت، قادر به اثبات انتساب نیست و به دلیل فقدان تعهد در زمینه ممنوعیت مطلق انتشار گازهای گلخانهای، ناتوان از اثبات نقض تعهد است. همچنین، نظام مذکور به دلیل خروج موضوعی مسئله خسارت از معاهدات مربوطه، بالأخص در توافق پاریس، قادر به حل مسئله جبران خسارت نیز نیست. لذا مسئولیت بینالمللی دولت در زمینه تغییرات آب و هوایی با ناکارآمدی در ایفاء کارکردهای خود مواجه است. برای جبران این ناکارآمدی، روندهای اخیر به سمتی است که در کنار مسئولیت حقوقی دولتها، به تدریج مسئولیت اخلاقی آنها با محوریت کاهش مصرف انرژی نیز مورد توسل واقع میشود.