مجوز بهرهبرداری از آثار فکری در شبکههای اجتماعی؛ با نگاهی به رویکرد آمریکا و ایران
نویسندگان
1 دانشیار حقوق مالکیت فکری، دانشکده حقوق، دانشگاه قم
2 استادیار حقوق مالکیت فکری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
3 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق مالکیت فکری، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.
doi
10.22099/jls.2018.27101.2626چکیده
وب 2(نسل دوم اینترنت) محیطی تحت عنوان شبکههای اجتماعی مجازی خلق کرد که کاربران در آن علاوه بر تعامل با یکدیگر به تولید آثار فکری میپردازند. شرط ورود کاربر به این محیط قبول بیچون و چرای موافقتنامه از پیش تنظیم شده و یک جانبهای موسوم به «موافقتنامه شروط استفاده یا خدمات» است. یکی از اساسیترین مفاد مندرج در این موافقتنامه، مجوز بهرهبرداری از این آثار فکری به صورت غیرانحصاری، بدون حق امتیاز و با دامنه شمول بسیار گسترده و مبهم است که تأمین کننده شبکه اجتماعی برای هرگونه استفاده تجاری و غیرتجاری از کاربر اخذ میکند. مسئله پیش رو در این پژوهش تعیین قلمرو موضوعی این مجوز بهرهبرداری مبهم، بررسی شرط خاتمه آن و نیز اعتبار و قابلیت اجرای آن طبق قوانین کشور امریکا به عنوان پیشرو در زمینه مبادلات الکترونیک و ایجاد شبکههای اجتماعی و نیز طبق تدابیر پیشبینی شده در قانون تجارت الکترونیک و قوانین مالکیت فکری ایران است. مقاله حاضر با روش تحلیلی – توصیفی و رویکرد کتابخانهای در چهار بخش با ارائه مفهوم شبکه اجتماعی، قالب حقوقی موافقتنامه شروط خدمات، بررسی مفاد مجوز بهرهبرداری و قابلیت اعتبار و اجرای موافقتنامه در شبکههای اجتماعی سرانجام نتیجهگیری میکند که محدوده موضوع مجوز بهرهبرداری باید به نفع پدیدآورنده (کاربر) تفسیر مضیق شود و شروط مجوز بهرهبرداری از آثار فکری در شبکههای اجتماعی از نظر ماهوی و شکلی میتواند غیرمنصفانه باشد و این امر میتواند به بطلان شرط و حتی کل قرارداد منجر شود.