تحلیل کارکردهای سبکی تشبیه در جلد اول شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران،ایران

doi
10.22054/ltr.2018.31054.2237
چکیده

بررسی شگردهای بلاغی اثر ادبی از راه‌های کشف زیبایی‌های متن است. در مطالعات بلاغی سنتی غالباً با نگاهی جزءنگر تنها به تعیین بسامدها و توصیف آرایه‌ها و انواع آن‌هادر متون ادبی بسنده می‌شد. در مقابل، سبک‌شناسی بلاغی، رویکردی جدید در بررسی ویژگی‌های بلاغی متن است که تأثیر آرایه‌های ادبی را بر کیفیت پردازش موضوع با توجه به آن‌گونه (ژانر) خاص بررسی می‌کند. در این رویکرد، ما با مفاهیمی از حوزۀ نقد، زبان‌شناسی و مانند آن مواجهیم. در مقالۀ حاضر، تشبیه در شاهنامۀ فردوسی به منزلۀ مهم‌ترین اثر فارسی در گونۀ ادبی- حماسی، براساس همین رویکرد بررسی شده تا نشان داده شود که فردوسی چگونه توانسته از این امکان زبانی و بلاغی در روایت داستان‌های شاهنامه سود ببرد. او با علم به تفاوت‌های گونۀ حماسه با گونه‌های ادبی دیگر و ضرورت به‌کار گرفتن شگردهای خاص بلاغی متناسب با این‌گونۀ ادبی با استفاده از برخی تمهیدات زبانی و بلاغی به ویژه تشبیه، توانسته اثری خلّاقه بیافریند. «تشبیه» از آن رو که کانون خیال‌های شاعرانه در «روایت» است به مثابۀ مؤلّفه‌ای سبکی در روایت‌های شاهنامه بسیار مورد توجه شاعر بوده است. در مقالۀ حاضر، جلد اول شاهنامه از حیث کاربرد تشبیه با رویکرد سبک‌شناسی بلاغی در سه بخش بلاغت، اهداف زبانی و روایت مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد فردوسی ظرفیت‌های فراوانی برای تشبیه در نظر گرفته و افزون بر تصویرسازی و زیبایی‌آفرینی در شاخه‌های دیگر بلاغی، زبانی و روایت‌گری نیز از آن بهره برده تا ناگزیر از استفاده از شگردهای ملال‌آور و مطول تصنّعی دیگر نباشد.