کنشگران زن در داستانهای برگزیدة چهار طنزپرداز ادبیات نوجوان براساس الگوی گرمس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
3 استاد زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.23505.1936چکیده
یکی از عرصههایی که میتوان دربارة نقش زن بحث کرد، داستانهای طنز ادبیات کودک و نوجوان است. در مقالة حاضر، نقش زنان در داستانهای برگزیدة چهار نویسندة طنزپرداز کودک و نوجوان (مرادیکرمانی، حسنزاده، اکبرپور و هاشمی) براساس الگوی جهانشمول کنشگران آلژیرداس ژولین گرمس (1992-1917) بررسی و تحلیل شده است. بر این مبنا، شخصیتها در جایگاه شش کنشگر (کنشگر فاعلی، شیء ارزشی، کنشگزار، کنشگر سودبرنده، کنشیار و ناکنشیار) در روایت ظهور مییابند و با توجه به جایگاه خود، عمل میکنند. پرسش اصلی این است که «زنان در داستانهای مورد بررسی، چه جایگاه کنشگری دارند؟» یافتههای پژوهش نشان میدهد اصولاً داستانهای یادشده با شخصیتهای مردانه روایت شدهاند و زنان کمتر بهتنهایی جایگاه کنشگر فاعلی را داشتهاند. دیگر اینکه در داستانهایی که زنان کنشگر فاعلی هستند، معمولاً مردان نیز در آن اشتراک دارند. نکته دیگر اینکه بیشترین کنش زنان در جایگاه کنشیاری است. همچنین براساس نتایج پژوهش، در روایتهای طنز ادبیات کودک، کنش زنان با طرد و تحقیر روبهرو میشود و طنز داستان را در تقابل با شخصیتهای مرد بهخصوص همسرانشان گسترش میدهد. در معدودی از داستانها مانند «نیش و نوش» از فرهاد حسنزاده، شخصیت دختر نقش کنشگر فاعلی را دارد که با توجه به تعریف گرمس از روایت با موفقیت مراحل مختلف را تمام میکند.