آبشخورهای تاریخی روایت نظامی در نظم هفت پیکر مقایسۀ تطبیقی داستان بهرام گور در روایت فردوسی، طبری، ثعالبی، نظامالملک، مقدسی، ابناثیر و نظامی با توجه به افزودههای هنرمندانۀ نظامی به داستان تاریخی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.23883.1959چکیده
پرسش مقالۀ حاضر چونی و چگونگی افزودههای هنرمندانۀ نظامی (535- 612ه.ق) در روایت تاریخی داستان بهرام گور و نقل آن در منظومۀ هفت پیکر است. منظومۀ هفت پیکر یکی از بدیعترین روایتهای داستانی ادب فارسی است و از گذشته تا امروز مورد توجه خوانندگان بوده است. پیرنگ اصلی داستان بر روایتی تاریخی بنا شده که مأخذ آن کتابهایی چون تاریخ طبری و تاریخ بلعمی، اخبارالطوال دینوری، سیاستنامۀ خواجه نظامالملک، تاریخ یعقوبی، کتاب البدء و التاریخ مطهر بن طاهر مقدسی، تاریخ ثعالبی و تاریخ ابناثیر است و نظامی داستانسرا با ترفندهایی، ساخت و سیاق روایتها را دگرگون میکند و با کاهش و یا افزایشهایی، روایتی نو و هنری میآفریند. نتایج مقایسۀ تطبیقی روایت نظامی با کتابهای تاریخی، نشانگر آن است که شاعر گنجه با احاطه بر دانشهای گونهگونی چون ستارهشناسی، کیمیاگری، اسطورهشناسی و آشنایی با آیینهای مهری و زرتشتی، بخشهایی نمادین و سمبولیک به داستان افزوده و فضایی اسطورهای و ادبی برای آن خلق کرده است. ازجمله ابداعات شاعر، افزودن بخشهایی چون دیدار با تصویر هفت شاهزادۀ زیبا در کاخ خورنق است که استفادۀ مبتکرانه از عدد هفت را تداعی میکند. مبارزه با اژدها و کشتن او در زمرۀ بخشهای کهننمونهای داستان است. همچنین اقدام بهرام که تعقیب گوری تا غار است و فرو رفتن در غار و بیرون نیامدن وی، از جمله بخشهایی است که نظامی برای تأثیرگذاری بیشتر و جلوۀ روحانی بخشیدن به شخصیت بهرام ابداع کرده است.