نقش طبقهبندی تجدیدنظرشدة بلوم در تحلیل محتوای فصل تابع کتاب درسی ریاضی دهم (ریاضی و تجربی): مطالعه ای فراترکیبی
نویسندگان
1 معلم و دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش ریاضی، ریاضی کاربردی، علوم ریاضی، دانشگاه فردوسی مشهد.
2 استاد تمام آموزش ریاضی ، ریاضی کاربردی، علوم ریاضی، دانشگاه فردوسی مشهد.
3 معلم و کارشناسی ارشد و محقق آموزش ریاضی، ریاضی کاربردی، علوم ریاضی، دانشگاه فردوسی مشهد.
doi
10.48310/jcdr.2025.20256.1211چکیده
پیشینه و اهداف: تحلیل کتابها بر اساس مدلهای آموزشی میتواند به توسعة مهارتهای شناختی و فراشناختی دانشآموزان کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوا فصل تابع کتاب درسی ریاضی پایة دهم(رشته ریاضی و تجربی) در چارچوب طبقهبندی تجدیدنظرشدة بلوم صورت گرفت. روشها: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است که برای انجام آن از روش تحلیل محتوا استفاده شد. هدف اصلی، درک عمیقتر موضوع مورد بررسی از طریق شناسایی الگوها، روابط و تفاوتهای درون دادهها است. واحد تحلیل این پژوهش فعالیتها، کار درکلاسها، مثالها و تمرینهاست که برای بهدست آوردن نتایج قابل اعتماد کل محتوای فصل تابع کتاب درسی ریاضی دهم چاپ 1403 انتخاب شده است. در این پژوهش، هر یک از سؤالات، به یکی از سطوح شناختی نسبت داده شد. به منظور تحلیل دقیقتر و انسجام دادهها، اطلاعات توسط جدول فراوانی و نمودار دایرهای سازماندهی شد. یافتهها: بررسیها نشان داد که در کل بهطور تقریبی: 7/3 درصد سؤالات مربوط به سطح بهیادآوردن، 9/32 درصد مربوط به سطح فهمیدن، 9/43 درصد مربوط به سطح بهکاربستن، 11 درصد مربوط به سطح تحلیلکردن، 7/3 درصد مربوط به سطح ارزیابیکردن و 9/4 درصد سؤالات مربوط به سطح ایجادکردن است. نتیجهگیری: با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که بیشتر سؤالات، مربوط به سطوح پایین شناختی (بهیادآوردن، فهمیدن و بهکاربستن) است و مؤلفان کتاب توجه کمتری به سطوح بالای شناختی (تحلیلکردن، ارزیابیکردن و ایجادکردن) داشتهاند. بنابراین توصیه میشود که در برنامة درسی ریاضی و در طراحی سؤالات، تأکید بیشتری بر استفاده از سؤالاتی که سطوح بالای شناختی را فعال میسازند، صورت پذیرد.