«تخریب حدس» در داستانهای طنزآمیز دورۀ معاصر کودک و نوجوان
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 دانشیار زبان شناسی همگانی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.27431.2092چکیده
طنز که از مهمترین انواع ادبی محسوب میشود، پیشینهای طولانی در ادبیات جهان دارد. ادبیات کودک و نوجوان به دلیل نوع خاصّ مخاطب آن، همواره محملی مناسب برای ایجاد طنز بوده است. منتقدان و پژوهشگران متعدّدی در سدة اخیر، دربارة طنز و انواع روشهای پرورش آن، صحبت کردهاند. یکی از این نظریهپردازانِ برجسته، ایوان فوناژی است که آراء او در زمینة طنز به ویژه طنز در داستانهای کودک و نوجوان -اگرچه در ایران، چندان شناختهشده نیست- در زمرة بهترین، نظریههای طنز است. در این مقاله، برمبنای نظریة ایوان فوناژی و با توجّه به یکی از مهمترین مؤلّفههای طنزپردازی او؛ یعنی عنصر «تخریب حدس» به بررسی برخی داستانهای کودک در ایران که توسط مشهورترین نویسندگان این حوزه در دوره معاصر تدوین شده است از جمله فرهاد حسنزاده، شهرام شفیعی، احمد عربلو، سوسن طاقدیس و سعید هاشمی، پرداخته میشود. در نظریۀ فوناژی تعریفی خاص از تخریب حدس ارائه شده و برمبنای آن، برخی آثار داستانی کودک نیز تحلیل شده است.