روایت پدیدارشناسانه فقرای نامرئی از فقر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران (نویسنده مسئول). hashemi.davod@yahoo.com

2 استاد جامعه‌شناسی گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران. m.abbaszadeh2014@gmail.com

doi
10.22083/jccs.2023.366152.3662
چکیده

فقرای نامرئی حکایت زندگی قشری از افراد تحصیلکرده در محیط‌های شهری است که معمولاً فقیر به نظر نمی‌رسند. فقرای نامرئی، افرادی هستند که درآمد دارند اما پس‌انداز ندارند، بقای اقتصادی آن‌ها سه تا چهار ماه بیشتر نیست؛ این قشر شغل رسمی با حقوق اولیه دارند و ممکن است بیش از یک شغل داشته باشند، آن‌ها ازنظر جغرافیایی شهرنشین هستند، اما در محله‌های فقیرنشین شهر زندگی نمی‌کنند. هدف این مطالعه کیفی دستیابی به فهم معنا و برداشت ذهنی مشارکت‌کنندگان از پدیدۀ فقر بود. جامعۀ مورد مطالعه پژوهش پیش‌رو، کارمندان دانشگاه بوده، راهبرد نمونه‌گیری، نظری و شیوۀ نمونه‌گیری هدفمند بوده است. داده‌ها با فن کدگذاری نظری، تجزیه‌وتحلیل و درنهایت، پنج مقولۀ اصلی؛ دفن آرزوها، شرم‌ساری، داغ ننگ جغرافیایی، رنج مزمن بدنی و فقر در قامت احساس ناتوانی؛ تولید بدن‌های رام و مطیع به‌عنوان معنا و مفاهیم فقر ساخته شدند. همچنین درخصوص علل زمینه‌ای کلان چهار مقولۀ مفهومی همچون خانواده و شکستن بال پرواز، جامعه‌پذیری فقر، فقر شبکه‌ای در حاشیه شهری، دیده نشدن نهادی و درخصوص علل خرد نیز دو مقولۀ اصلی قفس فولادین فرهنگ فقر و همرنگی با دوستان برساخته شدند.