بازاندیشی در مفهوم ‏شناسی «میان ‏رشتگی» و تاریخچه ادبیات نظری آن در ایران

نویسندگان

1 پژوهشگر فلسفه اسلامی سطح عالی حوزه علمیه قم / دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت راهبردی فرهنگ، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران

doi
10.22054/jks.2020.48089.1258
چکیده

میان ‏رشتگی، رویکردی جدید در عرصه پژوهش، آموزش و طبقه‏ بندی علم است که از منظرهای کاربردی مختلف، ضرورت فراوان دارد، بااین ‏حال، فقر ادبیات نظری آن، از موانع رواج و توسعه آن محسوب می‏شود تا آنجا که حتی میان ‏رشته ‏ای پژوهان، به ابهام مفهومی خود این اصطلاح، تصریح دارند. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی با بهره ‏گیری از نظریه معاصر استعاره و با استفاده از منابع کتاب‏خانه ‏ای می‏کوشد با استخراج مؤلفه‌های اصلی «میان‏ رشتگی»، انگاره ‏ای روشن از مفهوم آن ارائه داده و تاریخچه ادبیات نظری این حوزه نوپدید در ایران را شناسایی و معرفی کرده است. مطابق بررسی این پژوهش، عمر ادبیات رویکرد میان ‏رشته‏ ای و تلفیقی در ایران، همگام با خط ‏مشی‏ گذاری علم در این زمینه، کمی بیش از دو دهه است. موضوع مطالعات میان ‏رشته ‏ای، مسئله ‏ای «پیچیده» بوده و پیچیدگی را می‏توان به «مطالعه رفتار سیستم ‏ها» تعریف کرد و راه میان‏ رشتگی از رشته ‏های تخصصی می‏گذرد. شبکه معنایی «میان ‏رشتگی» متشکل از شش مفهوم «تلفیق و ترکیب»، «استفاده از چند دانش تخصصی»، «دیالکتیک و جمع ‏گرایی پویا»، «موضوع پیچیده»، «فرآیند بودن» و «ارزش‌افزوده معرفتی داشتن» است. از میان این مؤلفه‌ها، «تلفیق و ترکیب» نقشی محوری و اساسی دارد. بر اساس همین مؤلفه است که طیف میان ‏رشتگی ترسیم می‏گردد و میان‏ رشته ‏ای ‏نماها از میان‏ رشته‏ ای واقعی تمایز پیدا می‏کند.