تحول مفهوم وطن در ادب معاصر تاجیک: از معارف پروری تا استقلال و خودآگاهی ملی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.36088.2434چکیده
همزمان با تحولات سیاسی رخ داده در جغرافیای سیاسی منطقۀ ماوراءالنهر و تبدیل آن به آسیای مرکزی و سپس تشکیل جمهوریهای پنجگانۀ شورایی، مفهوم وطن نیز در ادب معاصر تاجیک تحولات مهمی را از سر گذرانده است. مسألۀ اصلی این پژوهش، بررسی تحول مفهوم وطن در ادب معاصر تاجیک از دورۀ معارفپروری (1905-1870 م) تا استقلال و خودآگاهی ملی (1991م) در بستر دورهبندی ادب معاصر تاجیک است. مفهوم وطن در این دورۀ 145 ساله چه تحولاتی را از سر گذرانده و این تحولات چه نمودی در ادب معاصر تاجیک داشته است؟ نگارنده در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر دورهبندی ادبی، ذیل نظریۀ تاریخ ادبیات، این موضوع را با هدف تحلیل تحولات این مفهوم و پیوند آن با جهان فارسیزبان و ایران بررسی کرده است. براساس نتایج تحقیق، تحولات سیاسی شکل گرفته در این دوره بهطور مستقیم بر تحول مفهوم وطن تأثیر گذاشته، نخست آن را از مذهب جدا، سپس در قاب شهر بخارا متجلی کرده است. وطن در دورۀ شوراها، بار ایدئولوژیکی به خود گرفته و به جهان وطنی سوسیالیستی چسبیده است تا اینکه در دورۀ استقلال با دوری از این مفهوم به تاریخ و فرهنگ مشترک با آریاییتباران پیوند خورده است. نتایج تحقیق گام مؤثری در تحلیل جریانهای ادبی و فکری فارسیزبانان منطقه دارد و برای سیاستگذاران فرهنگی ایران در منطقه نیز مفید است.