تحلیل مدرنیستی رمان «زیر چتر شیطان»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.39785.2592چکیده
نخستین جلوههای مدرنیسم در ادبیات داستانی ایران به شکل گسترده و منسجم در دهۀ 40 شمسی و در آثار نویسندگانی دیده میشود که اغلب آنها جزء حلقة جُنگ اصفهان بودند و این شیوه به تدریج در دهههای 50 و 60 به جریانی غالب در داستاننویسی تبدیل شد که تمرکز آن بر امر ذهنی و برجسته شدن فرد و ذهنیت و عواطف درونی اشخاص داستان بود که البته با شگردهای تازة روایی نیز همراه بود. محمد ایوبی یکی از نویسندگان پرکار و نوگرای دهة 50 است که در داستانهایش از شگردهای مدرن روایی بهره جسته و رمان «زیر چتر شیطان» وی از همینگونه است. این پژوهش میخواهد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که بهرهگیری از چه تمهیداتی رمان ایوبی را به داستانی مدرن تبدیل کرده است؟ نتایج نشان میدهد که آشفتگی و گسست در روایت، استفاده از پیرنگ نامتعارف، ابهام و پیچیدگی روایی، تلاطم عاطفی و تنهایی و بیگانگی شخصیت، دگرگونی مفهوم زمان، سیلان ذهن و شاعرانگی نثر از جمله شگردهایی است که «زیر چتر شیطان» را به رمانی مدرن تبدیل کرده است.