عناصر فرهنگ عامیانه در داستان حنای سوخته و رمان چنار دالبتی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، تهران، ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.13812.1525چکیده
یکی از مضامین مهم ادبیات داستانی معاصر، انعکاس فرهنگ مردم است و از آن جا که انسان و زندگی و اندیشه او جزء لاینفک داستان است، بنابراین پیوستگی فرهنگ مردم با انسان هم به این قالب ادبی راه یافته است. بخشی از این فرهنگ مثل آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، پزشکی و خرافی است و بخشی دیگر شامل زبان محاوره و گویشهای محلی، اشعار و ترانهها، ضربالمثلها و بازیها است. شهلا پروین روح و منصوره شریف زاده نویسندگانی هستند که به فرهنگ مردم توجه خاصی داشتهاند، آثار آنها از سویی عرصه به تصویر کشیدن رابطه انسانها با این فرهنگ است که نشان میدهد استفاده بهجا یا نا بهجا از این فرهنگ در پرورش و زندگی انسانها در جامعه داستانی تا حدودی ریشه در جامعه واقعی دارد و از سوی دیگر آشکار میشود که گاهی این مضامین، نقابی است بر اندیشه و نیت پنهانی و درونی نویسنده که به او کمک میکند که شیوه هنرمندانهتر و گاهی پیچیدهتری در خلق اثر داشته باشد. البته با توجه به جنسیت و بینش نویسنده و زمان و مکان وقوع حادثه نحوه انعکاس این مضامین گاهی متفاوت و یا همانند میشود و از این منظر هم قابل بررسی است. ملاک انتخاب نویسندگان جنسیت مشترک، دوره مشترک و برگزیده شدن آثار انتخابی آنها در جشنوارههای متعدد ادبی است.