تقابل و تعامل شعر تعلیمی ناصرخسرو با سنتهای نوافلاطونی و حکمت نبوی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.27356.2090چکیده
دین و شعر در سنت یونانی واجد تنش خاصی هستند که سنت تمدن اسلامی هماگرچه در پایةنظری از آن بهرهگرفته، اما کوشش داشته تا در تمامی قلمروها سبک و سیاق خود را دنبال کند. در این میان، میتوان ناصرخسرو را نمونة عالی تعامل با یونانیان دانست، در عین حال که تمایزات جدی با دیگر میراثداران فلسفه یونان دارد. بدین معنا که او توانسته اعتقادات خود را با بنیادهای فلسفی و کلامی مستحکم مستدل کند؛ با آموزههای حدیث و قرآنی درآمیزد؛ و درست برخلاف یونانیها، بهویژه ارسطو، شعر را در مسیر گسترش باورهای دینی خود سوقدهد. ناصرخسرو از طلایهداران تعهد ادبی است که تأکید بر دینمداری و ترویج اندیشههای دینی اسلامی داشته است. او بهعنوان متکلمی باطنی که خداشناسی خود را با تأویل آیات و احادیث در جهت اشاعه مذهب اسماعیلی مورد بهرهبرداری قرار داده، دین را محور طبقهبندی علوم میداند و عقل و علم را هم ذیل دین سامانمیدهد که تمایز اساسی او با یونانیگری و سنت فیلسوفان یونانیمآب ایرانی است. از این منظر، این پژوهش بر آن است که نشاندهد ناصرخسرو اندیشة خود را بر مبنای «حکمت نبوی» استوار ساخته که نمیتوان با فلسفه نوافلاطونی این همان یافت؛ موضوعی که در تفاسیر اهل ادب از شعر تعلیمی ناصرخسرو مغفولمانده و این پژوهش با تکیه بر کار فلسفی هانریکربن میکوشد تا آن را مورد بررسی دقیقتر قرار دهد.