تحلیل الگوی کنشی و زنجیره‌های روایی گریماس در روایت مرگ رستم

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2019.36949.2463
چکیده

روایت‌شناسی به دنبال طبقه‌بندی همة روایات در یک نوع واحد است. گریماس یکی از این نظریه‌پردازان است که با کاستن از تعداد کنشگرهای الگوی پراپ سعی داشت الگویی فراگیر برای تمام روایات ارائه دهد. در این پژوهش، داستان «رستم و شغاد» بر اساس الگوی کنشی گریماس، تحلیل سیر وضعیت روایت با توجه به تقابل‌های دوگانه و نیز الگوی نحوی و زنجیره‌های روایی (میثاقی، اجرایی و انفصالی) بررسی شده‌است. در این داستان، الگوی گریماس دوگانه عمل کرده‌است و یک کنشگر در موقعیت‌های مختلف، نقش مخالف و یاریگر را به عهده دارد. کنشگر فاعل برای کم‌رنگ کردن و از بین بردن نقش کنشگر بازدارنده به مکر و حیله روی می‌آورد. نقض و عقد یک پیمان به وسیلة شغاد، عامل اصلی روایت است که در زنجیرة میثاقی شکل می‌گیرد. همین مسئله، زنجیرة اجرایی و کنش‌های آن را شکل می‌دهد تا در نهایت، در زنجیرة انفصالی به وضعیتی مثبت یا منفی ختم شود.