مطالعۀ تطبیقی مفاهیم «قابل‌گذشت و غیرقابل گذشت» در حقوق کیفری عرفی با مفاهیم «حق‌الله و حق‌الناس» در فقه امامیه

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه ملایر

2 استادیاردانشگاه ملایر

doi
10.22034/law.2023.53929.3194
چکیده

در حقوق کیفری عرفی جز در موارد معدودی از جرم حق‌اللهی یا حق‌الناسی نامی برده نشده، اما بارها از جرایم قابل‌گذشت و غیرقابل گذشت سخن به میان آمده است. جرایم قابل‌گذشت و غیرقابل گذشت ازنظر میزان مداخلۀ بزه‌دیده و اثرگذاری در آغاز، ادامه و فرجام دعوی کیفری تأثیری سرنوشت‌ساز دارند؛ اما در متون فقهی بدون ذکری از جرم قابل‌گذشت یا غیرقابل گذشت، عموم آثار این جرایم با به‌کارگیری اصطلاح جرایم حق‌اللهی و حق‌الناسی مورد تصریح واقع شده است. نگارندگان پژوهش حاضر با نگاهی تطبیقی و با اتخاذ روش توصیفی - تحلیلی و به‌کارگیری ابزار کتابخانه‌ای تلاش دارند به این پرسش اساسی پاسخ دهند که جرایم قابل‌گذشت و غیرقابل گذشت تا چه میزان قابلیت انطباق با اصطلاح حق‌الله و حق‌الناس از نظر مصادیق و آثار مترتب را دارد؟ علی‌رغم تفاوت‌هایی که میان این دو دسته اصطلاح از نظر دامنه و آثار مترتب وجود دارد، اما هر دو با نیت دستیابی به اهداف مشابه وضع شده و مورد استفاده قرار گرفته‌اند. ازآنجا که مطابق قانون اساسی منبع اصلی دریافت احکام و مقررات کشور ما ضرورتاً می‌بایست فقه اسلامی (امامیه) باشد و علی‌رغم اینکه اصطلاحات حق‌الله و حق‌الناس در فقه اسلامی و امامیه در دسترس و قابل استفاده بوده، اما قانون‌گذار عادی به تأسی از نظام‌های حقوقی دیگر و مشابه همان روشی که برای تقسیم‌بندی جرایم در قوانین جزایی عمومی قبل از انقلاب استفاده می‌شد، از مفاهیم قابل گذشت و غیرقابل گذشت بهره برده است.