تراست داده، سازوکاری برای مدیریت منافع ذینفعان داده؛ رهنمودهایی برای نظام داده در حقوق ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری امنیت ملی، دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی، تهران
2 استادیار دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتی تهران
doi
10.22034/law.2024.56448.3268چکیده
دادهها از ارزشمندترین داراییهای عصر دیجیتال هستند که چه به صورت تجمیعشده و چه به شکل مجزا، معنادار و قیمتی و راهبردیاند. دادهها منجر به ایجاد تحولی عظیم در صنایع و تجارتهای دادهمحور همچون هوش مصنوعی، تبلیغات و خلق تجارتهای غولآسایی همانند پردازش و کارگزاری داده شدهاند. علاوه بر جنبههای صنعتی و اقتصادی، دادهها ازآنجا که معرف اوصاف و حالات اشخاص هستند، با حریم خصوصی ارتباط پیدا میکنند. الگوی فعلی حکمرانی داده بهعنوان ساختار رضایتمحور قراردادی، منافع گروههای متعدد ذینفع داده را تأمین نمینماید؛ ازجمله آنکه اطمینانی نسبت به حفظ حریم خصوصی اشخاص در فرایند جمعآوری و پردازش داده ایجاد نمیکند. بهعلاوه، این ساختار به سبب تمرکز منابع داده در اختیار گروههای محدود (غولهای فناوری)، جریان آزاد داده را ممکن نمیسازد. تراست داده الگویی است که بهتازگی برای حکمرانی و مدیریت دادهها پیشنهاد شده است. اینکه آیا استفاده از نهاد تراست در حقوق کامنلا برای این منظور قابل انطباق و مفید فایده است، پرسش اصلی این تحقیق است. بهنظر میرسد نهاد تراست علیرغم چالشهای موجود، به سبب چند عامل؛ نخست، انعطافپذیری ساختار و قابلیت انطباق ارکان بر بازیگران صنعت داده، و دوم، شکلگیری بر اساس رابطۀ امانتداری بین متولی و ذینفعان، میتواند گزینۀ مناسبی برای شیوۀ حکمرانی داده تلقی گردد. در تحقیق حاضر که اطلاعات آن به روش کتابخانهای گردآوری شده است، ابتدا پیشینۀ نهاد تراست بررسی میشود و سپس قابلیت بهکارگیری و کارکردهای این نهاد در حوزۀ دادهها مورد مطالعه قرار میگیرد؛ در نهایت، موضع فعلی مقررات در نظام حقوقی ایران در قیاس با تراست داده تحلیل شده، بر ضرورت اتخاذ سازوکاری بیطرف برای مدیریت دادههای شخصی تأکید میگردد.