مطالعۀ تطبیقی تقابل و هدف در طنزهای گلستان و مثنوی (با تکیه بر نظریۀ عمومی طنز کلامی)

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

doi
10.22054/ltr.2018.14985.1580
چکیده

طنز یکی از شاخصه‌های مهم گلستان و مثنوی است. در این پژوهش، فرضیة مبتنی بر تأثیر تقابل بر هدف و تفاوت هدف طنز در دو اثر مورد بررسی است. پرسش تحقیق این است که تقابل چه تأثیری بر هدف می‌گذارد و چه رابطه‌ای میان این دو وجود دارد. هدف تحقیق در وهلة اول، مطالعة تطبیقی طنز در دو اثر مهم و نیز بیان رابطة تقابل با هدف و تبیین تأثیر جهان‌بینی بر اهداف طنز است. روش مطالعه، تطبیقی‌ـ تحلیلی و مبتنی بر استخراج «تقابل انگاره» و «هدف»، دسته‌بندی این دو متغیر و تحلیل نتایج است. این مطالعه نشان می‌دهد که تقابل انگاره و هدف در شبیه‌ترین حکایات نیز متفاوت است و در مثنوی، گاهی تناقض اهداف نیز دیده می‌شود. در گلستان، غالباً تقابلِ دو انگاره بر اساس مقابله و برخورد با شخصیت منفی شکل می‌گیرد و در مثنوی، با رسوایی و افشای شخصیت منفی، اولی مبتنی بر واقع‌گرایی و دومی مبتنی بر آرمان‌گرایی و نگاه ایدئولوژیک است. بر این اساس، می‌توان طنز سعدی را نجات‌بخش و راهگشا، و طنز مولانا را آگاهی‌بخش و در عین حال، افشاگر و رسواکننده توصیف کرد. طنز سعدی بر اساس بنیاد فکری او در موضوعاتی مانند تدبیر منزل، تهذیب نَفْس و سیاست مدن که زیرشاخه‌های حکمت عملی هستند، تفکیک‌پذیر است و طنز مولانا در موضوعاتی مانند نقد اشتباه، تظاهر، قیاس، تقلید و برتری دادن به نمادهای آگاهی چنین است. بنابراین، طنز سعدی شیوه‌ای برای درست زیستن و طنز مولانا روشی برای اصلاح یا جهت‌دهی به ذهن و اندیشه است.