نیازسنجی آموزش درس هنر در مدارس ابتدایی ایران (تجربه زیسته معلمان، والدین و متخصصان تربیت)
نویسندگان
1 دبیر آموزش و پرورش، رشته آموزش ابتدایی، اردبیل، ایران.
2 آموزگار، کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، تهران، ایران.
3 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی14665-889،تهران، ایران .
4 کارشناسی ارشد، روانشناسی تربیتی، دانشگاه فرهنگیان علامه امینی، تبریز، ایران.
doi
10.48310/jcdr.2025.16867.1110چکیده
پیشینه و اهداف: اگرچه بسیاری از مردم خلاقیت را با هنر مرتبط میدانند، محصولات به هیچ وجه در انحصار آن نیست. در زمینههای مختلف زندگی اعم از علم تا حرفههای متعدد خلاقیت وجود دارد؛ اما میزان خلاقیّت در هر یک متفاوت است. روشها: این پژوهش جزء پژوهشهای کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. پدیدارشناسی به معنای مطالعة تجربة زیسته یا جهان زندگی است که توسط یک فرد زیسته و تجربه میشود و به معنای جهان یا واقعیت جدایی از انسان نیست. در رویکردهای پژوهشی پدیدارشناسی دو روش پدیدارشناسی توصیفی (هوسرل) و پدیدارشناسی تفسیری (هایدگر) مطرح است. پژوهش حاضر براساس روش پدیدارشناسی توصیفی هوسرل انجام شد. یافتهها: معلمان باید سواد علمی خود را بالا ببرند و فعالیتهای جدید هنری را بیاموزند و به دانشآموزان خود یاد بدهند. در زنگ هنر نیز دروس عقب مانده خود را تدریس نکنند؛ همچنین والدین نیز استعداد هنری کودکان خود را کشف کرده و با ثبت نام کردن در کلاس هنری مهارت هنری آنها را بالا ببرند تا در آینده به هنرمندان ماهر تبدیل شده و و دانش هنری خود را به آیندگان بیاموزند؛ معلمان نیز درصورت مشاهده استعداد هنری دانش آموزان خود، آنها را تشویق و حمایت کنند. نتیجهگیری: آموزش و پرورش با افزایش بودجه در مدارس برای لوازم هنری؛ فضایی مناسب برای این فعالیتهای هنری فراهم نمایند تا متناسب با روحیة دانشآموزان تنظیم شود و معلم متخصص هنر را در مدارس ابتدایی استخدام نمایند.