تحدید حق معنوی مؤلف با اعمال دکترین استفادۀ منصفانه در نظام حقوقی امریکا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی (نهاد ریاست جمهوری)
2 استادیار دانشگاه تهران
doi
10.22034/law.2023.52920.3161چکیده
درحالی که استثناهای وارد بر حقوق مادی مؤلف یکی از موضوعات پذیرفتهشده در تمامی نظامهای حقوقی بهشمار میآید و با هدف تثبیت منافع عمومی در نظام حقوقی وضع میشود، اعمال این استثناها و محدودیتها در حقوق معنوی مؤلف با تردید مواجه است؛ این درحالی است که دامنۀ حقوق معنوی بهویژه در کشورهای نظام رومی- ژرمنی بسیار گسترده است و میتواند محل سوءاستفاده باشد. در این میان، دکترین استفادۀ منصفانه یکی از مهمترین دکترینهای تعدیلکنندۀ حق مؤلف بهشمار میآید که به جهت گستردگی در بسیاری از مسائل حقوق مالکیت فکری قابل طرح است. موضوع پژوهش حاضر این است که چگونه حقوق معنوی با عنایت به دکترین یادشده تحلیل و تفسیر میشود. به همین منظور، نگارندگان این مقاله با روشی تحلیلی- توصیفی و با مطالعۀ تطبیقی نظام حقوقی امریکا بهعنوان منشأ دکترین استفادۀ منصفانه، تلاش دارند تا به مبانی تحدید حقوق معنوی مؤلف و امکان اعمال این دکترین در حقوق معنوی مؤلف بپردازند و در پایان نتیجهگیری میکنند که اگرچه از این نظریه بهعنوان مفهومی انعطافپذیر یاد میشود، ولی بایستی درنظر داشت که اعمال آن در هر نظام حقوقی، مناسب و امکانپذیر نخواهد بود؛ گرچه میتوان از انعطافپذیری آن در مورد سیاستگذاری در حوزۀ استثناها و محدودیتهای حقوق مؤلفان بهویژه در حوزۀ فناوریهای جدید و بهروز و جریانهای هنری معاصر بهره برد.