ماهیت تصوف و زبان آن از دیدگاه مولانا در مثنوی
نویسندگان
1 دانشجوی داکتری ادبیات عرفانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22054/ltr.2018.23744.1951چکیده
این پژوهش در بررسی و نقد دیدگاه شفیعی کدکنی دربارة عرفان و زبان آن به نگارش درآمدهاست. در این دیدگاه، عرفان نگاه هنری به دین و زبان آن، زبان شعر و مطابق تقسیمبندی آ.آر ریچاردز، ناقد ادبی، زبانی عاطفی و فاقد صدق و کذب منطقی در مقابل زبان ارجاعی، و قابل صدق وکذب در علوم تجربی تلقی شدهاست. طبق بررسی انجامشده در این پژوهش که با تحلیل محتوای ابیات مثنوی و شیوة بیان مولانا در بیان عناصر اصلی عرفان اسلامی صورت گرفته، تصوف جز در چهارچوب مقولة معرفتشناسی تبیینپذیر نیست. در دیدگاه مولانا، تصوف نگاه و ماهیت معرفتی دارد که معیار در آن، برخلاف نگاه هنری، حقیقت است نه زیبایی، و زبان گزارههای آن معرفتی و بعضاً معرفتی ــ عاطفی می باشد و نیز ملاک صدق درآنها، برخلاف دیدگاه مذکور، نه درونی و از سنخ «صدق هنری»، بلکه بیرونی و منطقی است. بهعلاوه، تصوف برخلاف هنر که به علت منش ارتباطی، وابسته به زبان است، به زبان وابسته نیست. ازاینرو، عارف سرانجام، خاموشی را ترجیح میدهد.