الزامات مقابله با تروریسم در پرتو روند انسانی شدن حقوق بین الملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا حقوق بین الملل دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار حقوق بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران
doi
10.22099/jls.2017.4150چکیده
متعاقب حوادث 11 سپتامبر، جامعه جهانی راه چاره مبارزه با تروریسم را در چارچوب منطق دولتمحور، توسل به زور و واکنش سرکوبگرانه دانست. اما عدم توفیق این رویکرد نشان داد که مقابله سرکوبگرانه و قهریِ صرف نسبت به تروریسم بنا به ماهیت پیچیده آن، نه تنها از کارایی برخوردار نیست بلکه عملاً به گسترش آن در قالبهای ایدئولوژیک منتهی شده است که در این چارچوب به پرسش اصلی این پژوهش رهنمون میشویم.در راستای مبارزه مؤثّر با تروریسم چه باید کرد و کدام چارچوب مؤثّر خواهد بود؟ فرضیه ای که نویسندگان در این پژوهش مدنظر دارند این است که مبارزه با تروریسم با ابتنای بر بنیانهای نظری دکترینهای شاخص روند انسانیشدن حقوق بینالملل یعنی حکمرانی مطلوب، امنیت انسانی و مسئولیت حمایت، از رهگذر توجه به ریشهها و عوامل بسترساز تروریسم میگذرد. در نهایت پژوهش حاضر نشان می دهد که نگاه معطوف به بنیانهای نظری سه دکترین، در بستر گفتمان کانتی حقوق بینالملل به مقولاتی که در بحث ریشههای تروریسم میگنجند، دورنمای موفقیتآمیزی برای مقابله با تروریسم ترسیم میکند.