بررسی نقشگرایانة تجارب عرفانی در گفتمان مکاشفة بحرالحقیقة احمد غزّالی بر مبنای فرانقش اندیشگانی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری طبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.18497.1733چکیده
رسالة بحرالحقیقة احمد غزالی یکی از «متون مغلوب» عرفانی است که محتوای آن بر مبنای «مکاشفه در بیداری» در 7 بحر مجزا تدوین شدهاست. غزالی در این رساله با نسبت دادن تجربیات عرفانی خود در مراحل مختلف مکاشفة عیانی به مخاطبی به نام «خاص خاص»، در هر یک از بحور هفتگانه به بیان ملزومات مراتب مختلف مکاشفه و بازنمایی و توصیف احوال عرفانی سالک در این مسیر پرداختهاست. این پژوهش سعی دارد با تکیه بر فرانقش اندیشگانی در دستور نقشگرای هلیدی، به مطالعة شیوة بازنمایی هر یک از احوال عرفانی در گفتمان مکاشفة این رساله بپردازد. با توجه به تنوع و تفاوت حالات عرفانی سالک با تأثیر مراتب کشف، در هر یک از بحور هفتگانه، یکی از انواع فرایندهای زبانی غلبه یافتهاند. تحت تأثیر جهانبینی حاکم بر متن، «خداوند و عارف» دو مشارک اصلی این گفتمان هستند که هر یک حالات عاطفی و عرفانی خاصی را تجربه میکنند. بارزترین حالت منسوب به خداوند، «عشق شهودی» است که بیانگر کشش و رابطة دوسویه در مراتب مختلف مکاشفة عیانی است، اما احوال عرفانی عارف در هر یک از بحور به اقتضای استعداد روحی وی دچار تحول شدهاست. ازاینرو، در توصیف و بازنمایی حالات عرفانی این مشارک، جریان خاصی از فرایندهای زبانی شکلگرفتهاست که هر کدام برای توصیف و بازنمایی حالاتی از قبیل «حیرت و سرگشتگی»، «سکر»، «سکوت»، «محو» و سرانجام، «رسیدن وی به مرحلة مکاشفه» بهکار رفتهاند. بسامد چشمگیر فرایندهای مادّی از مصدر «رفتن»، فرایندهای رابطهای از مصدر «گشتن» و فرایندهای ذهنی از مصدر «دیدن» و سیر تحول آنها، نشان از تأکید بر «لزوم کوشش عارف، تحول و دگرگونی روحی وی و ترجیح مشاهده بر سایر مراتب کشف» در این گفتمان دارد.