حقوق بشر علیه حقوق بشر؛ گفتمان حقوق بشر از زبان رهاییبخش تا ابزار سلطه
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده معارف اسلامی و حقوق، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران.
doi
10.30497/law.2024.246467.3557چکیده
گفتمان «حقوق بشر» در عصر مدرن برای دفاع از بیقدرتان و رهاییبخشی انسانها از یوغ استیلا و تفوق صاحبان قدرت مطرح شد. این گفتمان به سرعت جایگزین دیگر سامانههای هنجاری شد و هماینک در قرن بیستویکم میلادی، مهمترین زبان هنجاری برای نقد قدرت سیاسی و حمایت از حقوق فردی است. با این همه، حقوق بشر واجد یک وجه تناقضآمیز و سویه تاریک است؛ امروز، محتوا و ظرفیتهای نهادین حقوق بشر به منبع و ابزاری مشروعیتبخش برای تسلط صاحبان قدرت بر ضعفاء تبدیل شده است. این مقاله با رویکردی انتقادی در ضمن روش توصیفی تحلیلی، به این وجه متناقض از گفتمان حقوق بشر میپردازد و ریشههای آن را در چهار گزاره نشان میدهد؛ «گزاره اول» از غیاب مبنای نظری کافی و وحدتآفرین برای توجیه حقوق بشر آغاز میکند. بیمبنائی، راه را بر ابهام معناشناختی و عدم قطعیت مفاهیم «گزاره دوم» و تکثر مصادیق متعارض حقها «گزاره سوم» هموار میکند. این سه مقدمه بهانضمام وابستگی حقوق بشر به ضمانتاجرایی به نام قدرت، گفتمان حقوق بشر را به ابزاری برای بسط استیلا و انقیاد «گزاره چهارم» تبدیل میکند. وانگهی، چنانچه درون یا بیرون از گفتمان حقوق بشر راهی برای خنثیسازی این خطرات نباشد، باید عطای این منجی عصر مدرن را به لقایش بخشید.