الگوی سیاست خارجی انگلیس در خلیج فارس (قرون هجدهم و نوزدهم میلادی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران

2 استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران

doi
چکیده

امپراتوری بریتانیا طی چند قرن از آغاز قرن هفدهم تا پایان قرن بیستم میلادی، قدرت برتر در خلیج فارس بود. انگلیس برای حفظ برتری قدرت و منافع خود در منطقه از هیچ کوششی فروگذاری نمی‌کرد و برای تأمین این اهداف، ابزارها و الگوهای مشخصی داشت. ایران یکی از کشورهای مهم منطقه بود که انگلیس از اوایل قرن هفدهم میلادی روابط ویژه با آن برقرار کرد. کیفیت این روابط به قدرت حکومت مرکزی در ایران بستگی داشت، علاوه بر اینکه تحت تأثیر تحولات و رقابت‌های بین المللی نیز بود. اگر بپذیریم که سیاست خارجی دارای عناصر مستمر و مداوم در کنار عناصر تغییرپذیر است، باید گفت که شناخت الگوهای رفتاری انگلیس و ابزارهای به‌کار رفته در طول تاریخ اهمیت خاص دارد و بررسی ریشه‌ها می‌تواند در فهم سیاست‌های امروز این کشور راهگشا باشد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که اهداف و الگوهای سیاست خارجی امپراتوری بریتانیا و حضور این کشور در خلیج فارس چه بوده است؟ فرضیه این است که بریتانیا از الگوی ویژه و منحصر به‌فردی برای ایجاد و گسترش الگوی استعماری و هژمونیک منطقه‌ای خود بهره می‌برد و آن به‌کارگیری نیروهای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی و استفاده از نیروهای منطقه‌ای و محلّی برای پیشبرد اهداف خود در منطقة خلیج فارس بود.