طراحی احتمالاتی محدوده نهایی روباز با سطوح مختلف ریسک‌پذیری مدیریتی در شرایط عدم قطعیت عیار و قیمت ماده معدنی (مطالعه موردی: معدن مس عینک افغانستان)

نویسندگان

1 دانشکده مهندسی معدن و متالورژی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 دانشکده مهندسی معدن و متالورژی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

3 گروه مهندسی استخراج معادن، دانشکده زمین‌شناسی، دانشگاه بامیان، بامیان، افغانستان

doi
10.22034/anm.2024.21987.1644
چکیده

محدوده نهایی معدن در حقیقت موقعیت، اندازه، شکل و عمق آن را در پایان عمر بهره‌برداری، نشان می‌دهد. هرچند در اغلب تحقیق‌های علمی، محدود‌ی نهایی معادن با فرض ثابت بودن پارامترهای طراحی انجام می‌شود، اما وجود عدم قطعیت‌های طراحی به انحراف شدید نتایج مورد انتظار طراحی و نتایج اجرا در زمان استخراج معدن منجر می‌شود. از مهم‌ترین عدم قطعیت‌های موجود در معدنکاری عیار ماده معدنی و قیمت محصول نهایی معدن بوده که در نظرگیری تأثیر این عدم قطعیت‌ها در طراحی محدوده نهایی معدن منجر به درک مناسب‌تری از احتمال دستیابی به اهداف مختلف استخراج خواهد شد. در این تحقیق به بررسی طراحی نهایی معدن مس عینک افغانستان با فرض وجود عدم قطعیت هم‌زمان عیار و قیمت ماده معدنی پرداخته‌شده است. با استفاده از داده‌های اکتشافی نحوه توزیع عیار ماده معدنی در بلوک‌های مختلف تعیین‌شده و در ادامه قیمت مس معدن با داده‌های تاریخی محاسبه‌شده و برای آن یک تابع توزیع لاگنرمال فرض شده است. با در نظرگیری توزیع عیار و قیمت محصول نهایی معدن، 9 عدد پیت مختلف طراحی شدند. در هرکدام از این پیت‌ها قیمت و عیار به‌صورت خوش‌بینانه، منطقی و بدبینانه فرض شده است. در ادامه با استفاده از تحلیل قابلیت اعتماد مرتبه اول (FORM) و فرض یک هدف سوددهی برای هرکدام از پیت‌های معدنی احتمال موفقیت و یا شکست پیت موردبحث در دستیابی به اهداف مدیریتی محاسبه شد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که هرچند پیت منطقی دارای سود انتظاری 28 میلیارد دلار است اما برای نمونه دستیابی به سود حداقل 10 میلیارد دلار برای یک مدیر ریسک گریز با استفاده از پیت قیمت بدبینانه و عیار منطقی دارای بیشترین احتمال موفقیت به‌اندازه 8/91 درصد است. ضمن اینکه برای یک مدیر ریسک‌پذیر دستیابی به هدف سود حداقل 40 میلیارد دلار با استفاده از پیت خوش‌بینانه قیمت و منطقی عیار دارای بیشترین احتمال موفقیت به‌اندازه 34/31 درصد است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که برای مدیران با سطوح مختلف ریسک‌پذیری باید محدوده‌های نهایی متفاوتی بنا بر میزان احتمال موفقیت در دستیابی به اهداف مدیریتی پیشنهاد داد.