تأثیر برجسته‌سازی شبکه‌ای رسانه‌ها و ارتباطات بین‌فردی بر نگرش مردم ایران به مردم و دولت امریکا

نویسندگان

1 استادیار گروه ارتباطات، دانشکده‌ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران ghanbari.abbas@ut.ac.ir

2 دانش‌آموختۀ کارشناسی‌‎ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه تهران (نویسنده مسئول). faezeh.jabarpour@ut.ac.ir

doi
10.22083/jccs.2022.260540.3242
چکیده

هدف این پژوهش سنجش تأثیر رسانه‌ها و ارتباطات بین‌فردی بر نگرش مردم ایران به امریکا (به تفکیک مردم و دولت این کشور) بوده است. در این پژوهش، پاسخ‌دهندگان از لحاظ نوع رسانه‌های مصرفی و تجارب شخصی مانند ارتباط داشتن یا نداشتن با تبعۀ امریکایی و همچنین از نظر متغیرهایی همچون سن، عقاید مذهبی و سیاسی مقایسه شدند. روش پژوهش تلفیقی از روش کمّی (پرسش‌نامه) و کیفی (مصاحبۀ عمیق) بوده است. در تحلیل نتایج پژوهش تأکید بر نظریه‌های ارتباطیِ برجسته‌سازی شبکه‌ای و نظریۀ دریافت بوده است. نتایح حاصل از هر دو روش این پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه ارتباطات و تجربۀ شخصی پاسخ‌دهندگان در نوع انگارۀ ذهنی آن‌ها در خصوص امریکا تأثیرگذار بوده، اما برداشت و ذهنیت آن‌ها متفاوت با خوانش رسانه‌های مرجع و مورداستفادۀ آن‌ها بوده است؛ به عبارت دیگر، مخاطبان رسانه‌های گوناگون، اعم از داخلی و خارجی، معانی آشکار و پنهان پیام‌های رسانه‌ای را دریافت کرده‌اند؛ اما دارای خوانشی متفاوت با خوانش رسانه‌های مرجع خود بوده‌اند. مهم‌ترین دلالت این پژوهش آشکارکردن ضعف سازمان‌های رسانه‌ای در استفاده از الگوهای نوین ارتباطی و اطلاع‌رسانی، ازجمله برجسته‌سازی شبکه‌ای، در اقناع مخاطبان است. با توجه به تحول در مفهوم و کارکرد رسانه و ازجمله نقش بیشتر مخاطب در جریان ارتباط، ماهیت ارتباط در جامعۀ شبکه‌ای امروزی بیشتر افقی و از پایین به بالاست؛ ضمن آنکه تعیین دستورکار برای بحث و گفت‌وگوی عمومی در رسانه­های شبکه­ای با تولید محتوا به سبک سنتی متفاوت است و این موضوعی است که آشکارا از آن غفلت شده است. از طرفی، نتایج این پژوهش نشان داد که در دنیای شبکه‌ای‌شدۀ امروز، ارتباطات میان‌فردی و بین‌فرهنگی بیش از ارتباطات رسانه‌ای (به‌خصوص رسانه‌های رسمی) می‌تواند به شکل‌گیری باورها و ذهنیت‌های جدید کمک کند.